با طلاق عاطفی کارکنان چه کنیم؟

باور من بر این است که هیچ کارمندی برای کار نکردن وارد یک مجموعه نمی شود اما اغلب کارمندان تنها بعد از چند ماه به این نتیجه می رسند مجموعه ای که در آن مشغول هستند و مدیری که با او در حال تعاملند، ارزش کارکردن به معنی واقعی و از صمیم قلب را ندارد. این کارمندان که متاسفانه تعدادشان بسیار زیاد است، بعد از رسیدن به این وضعیت روحی و روانی به دو گروه عمده تقسیم می شوند.

گروه اول آنانی هستند که ارتباطاتی خارج از سازمان دارند، به خود و توانایی هایشان باور دارند، به پولی که دریافت می کنند چندان نیاز ندارند و …، این گروه تصمیم به جدایی از مجموعه می گیرند و راه خود را از سازمانی که در آن کار می کردند جدا می کنند.

گروه دوم کارمندانی هستند که نه پای رفتن دارند و نه دل و دماغ کارکردن. این گروه به پولی که از سازمان دریافت می نمایند نیازمند هستند و خود را چندان توانا به یافتن شغلی دیگر نمی بینند. از این رو می مانند اما چنین ماندنی نه فایده ای برای خودشان دارد و نه فایده ای برای مجموعه.

به این وضعیت که کارمند از سازمان جدا نمی شود اما هیچ انگیزه و انرژی برای تلاش و تکاپو ندارد، طلاق عاطفی کارمندان اطلاق می شود. گفتنی است طلاق عاطفی فقط به محیطهای کاری و تعاملات میان کارمندان و کارفرمایان محدود نیست بلکه در گروه های عام المنفعه، سازمان های خیره و حتی گروه های هنری نیز دیده می شود که ریشه یابی و اصلاح آن پیچیدگی های خاص خود را دارد.

من در این یادداشت، موضوع حساس و حیاتی طلاق عاطفی کارکنان را مورد هدف قرارداده ام چرا که باورم بر این است که گرفتار آمدن در ورطه طلاق عاطفی ، هم برای کارمند، هم برای مدیر و هم برای مجموعه یک فرسایش بی ثمر است. راهکارهایی که در ادامه می خوانید، می تواند به برون رفت از این بحران کمک کند.

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی را بشناسید و نمودهایش را در سازمان خود بیابید

در مدیریت نمی توانید به هیچ پرسشی پاسخ مناسب بیابید مگر اینکه صورت مسأله را خوب و به درستی درک کرده باشید. اگر این یادداشت تا به اینجا توانسته تلنگری به شما وارد کند، قبل از هر اقدامی نمودهای طلاق عاطفی در سازمانتان را جستجو کنید. مهم نیست شما یک شرکت چند نفره را اداره می کنید یا یک مجموعه چند صد نفره را. تک تک انسانها در این موضوع مهم هستند. بجویید و بیابید چه کسانی در مجموعه شما دچار چنین حالت روحی شده اند.

ریشه را در خود و شیوه مدیریتتان بجویید

این یادداشت را با این جمله آغاز کردم که “هیچ کارمندی برای کار نکردن وارد یک سازمان نمی شود”. قبل از هر اقدامی به این جمله باور کنید. همین که به این جمله باور کردید، به این درک خواهید رسید که وضعیت کنونی کارمندان شما که در این ورطه گرفتار آمده اند، ماحصل تجاربی است که در سازمان شما کسب کرده اند و بی هیچ  شبهه ای، شما و فقط شما مسئول این تجارب هستید.

بدون جانب داری ریشه جویی کنید. ببینید ایراد کارتان کجا بوده که شما یک کارمند را از نقطه اوج هیجان، تلاش و تکاپو به طلاق عاطفی با مجموعه رسانده اید. قبول دارم که این ریشه یابی به تنهای نمی تواند به برون رفت از این بحران کمک کند، اما حداقل سرنخی به شما می دهد در مسیر اصلاح رفتارتان تا دیگر کارمندان دچار این وضعیت نشوند.

تک تک کارمندان طلاق گرفته! را هدف قرار دهید و برگردانید

اگر مجموعه شما به کارمندی نیاز ندارد، استخدامش اشتباه بوده. اما اگر معتقدید که فردی را به درستی استخدام کرده اید و به درستی به کار گرفته اید، شک نکنید که وضعیت روحی و روانی او شما را از اهدافتان دور می کند چرا که شما به خود آن کارمند نیاز ندارید بلکه به عملکرد صحیح او نیازمند هستید. پس برای حل این مشکل در تک تک کارمندانی که احساس می کنید در این وضعیت گرفتار شده اند، برنامه بریزید. تاکید می کنم خودتان شخصا وارد عمل شوید، جلسه بگذارید، حرف بزنید، به درد دلشان گوش کنید، اصلاحات لازم را انجام دهید و این اطمینان را در قلبشان بگنجانید که هرآنچه منجر به دوری آنها از مجموعه شده بود، دیگر پیش نخواهد آمد

حواستان به انگیزه کارکنانتان باشد

هیچ انسانی بدون انگیزه نمی تواند زندگی و کار کند. شما به عنوان مدیر، مسئول انگیزه کارکنانتان هستید. وقتی انگیزه نمی دهید و یا حتی بریتان چندان اهمیتی ندارد که کارمندانتان انگیزه دارند یا نه، روزمرگی آنان را چون سیلی با خود خواهد برد و این بی تفاوتی شما، نتیجه ای جز طلاق عاطفی نخواهد داشت. پس مواظب باشید ظرف انگیزه کارمندانتان هرگز و هرگز خالی نشود.

وظایف مدیریتی خود را به درستی انجام دهید

من در محصول جامع صوتی مدیر بی نظیر، به تفصیل در خصوص وظایف یک مدیر صحبت کرده ام. دوستانی که این مفهوم را برای نخستین بار می شنیدند، اغلب این پرسش توام با تعجب را مطرح می کردند که مگر مدیر وظیفه ای هم دارد. پاسخ این است که همه در سازمان وظیفه ای دارند که باید آن را به درستی انجام دهند. وظایف مدیر نیز مشخص است. اگر شما به وظایفتان به درستی عمل نکنید، این ذهنیت در کارمندانتان ایجاد می شود که آنها به تنهایی باید کل بار مجموعه را بر دوش بکشند. همین ذهنیت جوانه بسیاری از دیدگاه های منفی را در ذهن آنها می زند و تداوم این اندیشه های ناکارآمد، منجر به طلاق عاطفی می شود

 

آخرین پیشنهادم این است که موضوع را جدی بگیرید و فراموش نکنید که این وضعیت به شدت مسری است. یک کارمند که دچار طلاق روحی شده به سرعت دیگر کارمندانی را که در ارتباط و تعامل نزدیک با آنهاست، دلسرد می نماید. پس همین امروز موضوع را جدی بگیرید و تمام تلاشتان را برای حل این مساله انجام دهید.

 

 


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

2 دیدگاه در “با طلاق عاطفی کارکنان چه کنیم؟

پاسخ دهید