روانشناسان بر این باور هستند که هر انسان نرمالی حتماً باید مجموعه ای از حس های خوب یا بد را تجربه نماید. من مدتها کوشیده ام بر خلاف جریان این آب شنا کنم. در واقع برای مدتهای مدیدی تلاش کرده ام احساسات منفی را از خود دور کنم. خشمگین نشوم، حسادت نورزم، احساس گناه نکنم، کدورتی به دل نگیرم، ناراحت نشوم و در کل هر آنچه را باعث ایجاد احساسات منفی در من می گردد، بر خورد حرام کنم. من با وجود تلاش فراوان در این مسیر و رسیدن به دست یافتهای ستودنی، موفق نشدم به هدفم که حذف این احساسات منفی است برسم، اما نتایج بسیار مهم تری به دست آوردم که در این یادداشت با شما به اشتراک می گذارم.

احساسات منفی

۱ـ روح همانند جسم، فقط با تمرین و تکرار ورزیده می شود.

اگر اهل ورزش باشید به ویژه اگر بر روی زیبایی اندامتان تاکید کنید، خوب درک می کنید که ورزیده شدن یک عضله، کار یک جلسه و دو جلسه نیست. تلاش مستمر و حساب شده می خواهد تا شما بتوانید یک عضله واحد از بدنتان را به درجه ای قابل قبول از ورزیدگی برسانید. در خصوص روح و ذهن نیز مسئله از همین قرار است. هرنوع پیش‌رفت روحی و هرنوع بهبود نگرش و به طبع آن بهبود عملکرد، نیازمند تمرین و تکرار و پایبندی است. به عنوان مثال اگر شما انسانی هستید که زود و بی مورد جوش می آورید و به هر چیزی بیش از اندازه عصبانی می شوید، برای غلبه بر این نقیصه خود باید برای مدتهای طولانی تمرین کنید تا زود عصبانی نشوید. در خصوص مجموع احساسات منفی نیز موضوع از همین قرار است. نتایج عالی در مسیر بهبود روحی و غلبه بر احساسات منفی، در گرو تمرین، تکرار و ممارست به دست می آید.

۲ـ نمی توان احساسات منفی را از زندگی حذف کرد.

تجربه من در تلاش برای حذف کامل احساسات منفی نشان می دهد این تلاش در هیچ انسانی نتیجه نخواهد داد. یعنی من فکر نمی کنم انسانی را بتوان یافت که به کل احساسات منفی را از خود زدوده باشد. شاید بسیاری از انسانها توان پنهان کردنش را داشته باشند، اما در اینجا موضوع ما پنهان کردن نیست، بلکه برخورد با ذات احساسات منفی است. در نتیجه پیشنهاد می کنم شما خطای من را تکرار نکنید. تلاش برای از میان برداشتن کامل احساسات منفی، راه به جایی نخواهد برد. پس چاره چیست؟

۳ـ مهم مدت زمانی است که با احساسات منفی دست و پنجه نرم می کنید.

اصل مهمی که من یافته ام و با جدیت تمام در حال تمرین آن هستم، این است که ذات احساسات منفی را نمی توان کاری کرد، اما مدت زمان تاثیرگذاری آنها در کنترل ماست. اینکه شما در مقابل عاملی عصبانی شوید، طبیعی است، اما مهم این است که این عصبانیت چقدر طول می کشد. ۳ ثانیه؟ سه دقیقه؟ سه ساعت؟ سه روز یا سه سال؟!
کم نیستند انسانهایی که در هر ساعت از روز که احساسات منفی در آنها بیدار شود، تا پایان آن روز تحت تاثیر این احساسات روزشان را به فنا می دهند. حتی کم نیستند کسانی که تا روزها و هفته ها سایه این احساسات منفی بر زندگی شخصی و خانوادگی آنها گسترانیده می شود.
البته ضعف و قدرت انسانها در کنترل احساسات منفی در مقابل محرکهای مختلف هم مطرح است. به این معنی که ممکن است آنچه شما را ناراحت می کند، باعث خنده من شود. موضوع صحبت من در این بند، دیرند یا پایداری یک حس در انسان است. هرچه بتوانید با تمرین و تکرار، پایداری احساسات منفی را در خود به کمترین میزان ممکن برسانید، به همان مقدار آرامش بیشتری بر زندگی شما حاکم خواهد شد.

۴ـ با کنترل احساسات منفی ، فرصت بیشتری برای احساسات مثبت ایجاد می کنید.

این در من یک باور نهادینه است. شاید در شخص شما این باور هنوز وجود نداشته باشد و یا اینکه به اندازه من این باور در شما قدرت نداشته باشد. اما نتایج به شما اثبات خواهد کرد هرچه در مدیریت احساسات منفی خود پیشرفت می کنید، اتفاقهایی که احساست منفی را در شما بر انگیخته نماید کمتر و کمتر شده و بر عکس، فرصتهایی بیشتری برای برانگیختگی احساست مثبت مانند شادی، عشق، مهربانی، لذت، امید و … برایتان ایجاد خواهد شد. در واقع، شما با مدیریت احساسات منفی خود، خود را بیش از پیش لایق احساسات مثبت نشان می دهید و جهان بیش از پیش شما را در معرض عوامل برانگیزاننده احساسات مثبت قرار می دهد.

۵ـ در دل احساسات منفی می توان احساسات مثبت جست.

این کار کمی دشوار است. من همین روزها در حال تمرین این موضوع هستم. در دل هر عاملی که احساسات منفی خلق می نماید، کلی عوامل وجود دارد که نیم نگاهی به آنها کافی است تا احساسات مثبت شما برانگیخته شوند. به عنوان مثال، اگر رفتاری از همسرتان سر زده که بر اساس قوانین شخصی و باورها و جهان بینی شما رفتار صحیحی در آن لحظه نبوده و منجر به عصبانیت شما شده، نه تنها شما می توانید دیرند و پایداری این حس منفی را در خود به کمترین زمان ممکن برسانید، (تاکید می کنم با تمرین می توان این زمان را کمتر و کمتر کرد) بلکه حتی می توانید در همان لحظه کلی ویژگی مثبت، خوشحال کننده و لایق شکرگذاری در همسرتان به خاطر بیاورید تا به جای عصبانیت، از اینکه چنین همسری دارید، شاکر باشد.
قبول دارم، این مورد آخر کمی شعار گونه به نظر می رسد، اما در حال رسیدن به نتایج عملیاتی بسیار خوبی هستم که به محض تبدیل شدن به یک عادت، آن نتایج را هم با شما در میان خواهم گذاشت. اما شما هم می توانید این تمرین را انجام دهید.

در کل، در مسیر مدیریت احساسات منفی، ممارست کنید و نتایج و دیدگاه های خود را در همین صفحه و در بخش مربوط به نظرات و دیدگاه ها با دیگر خوانندگان خوب در میان بگذارید.