از رفاقت تا شراکت ـ جاده ای که اغلب به بیراهه ختم می شود.

ساختار اجتماعی ما به گونه ای است که رفاقتهایمان سریع شکل می گیرد و اغلب آنها برای مدت طولانی دوام می یابد. درست است که سطوح مختلفی برای رفاقت می توان تعریف کرد، اما هرکدام از ما، در تمام انواع سطوح آن از رفقای بسیار نزدیک و محرم اسرار تا افرادی که هر از گاهی سلامی می دهیم و پیامی می فرستیم، لیستی بلند بالا از یاران و رفیقان داریم. از سوی دیگر، نبود زیر ساختهای اولیه ضروری و نیز آموزشهای تخصصی در حوزه کسب و کار که از همان دوران کودکی و نوجوانی باید به آنها پرداخته شود، منجر می گردد آغاز بسیاری از کسب و کارها در کشور ما به سان پرتاب تیری در تاریکی باشد.

درست است که در سالهای اخیر و به واسطه بهبود وضعیت آموختن در حوزه مدیریت و کسب و کار، روند رو به بهتر شدنی در این حوزه را شاهد هستید اما هنوز تا رسیدن به اجتماعی که در زمینه کسب و کار آگاهانه تصمیم می گیرد و اقدام می نماید، فاصله زیادی داریم. از سوی دیگر، کمبود اعتماد به نفس در کنار ضعف دانش و تخصص، اغلب افرادی را که به فکر ایجاد یک کسب و کار هستند، به سمت شراکت هدایت می نماید. طبیعی است دوستان و یاران نزدیک، اولین کسانی هستند که پیشنهاد شراکت دریافت می نمایند و اغلب آنها نیز چون در شور و نشاط جوانی هستند و آسیب دیده از وضعیت نابسامان اشتغال در این کشور، چنین پیشنهادی را رد نمی نمایند. اما تجربه به عنوان مشاور نشان داده است بسیاری از چنین شراکتهایی یا پایانی نافرجام داشته اند و یا اینکه گژدار و مریز به راهشان ادامه می دهند. اگر شما خواننده گرامی قصد ورود به دنیای کسب و کار از مسیر شراکت به ویژه شراکت با یکی از دوستان نزدیک یا اقوام خود را دارید، پیشنهاد اکید من بررسی نکاتی است که در ادامه می آید. تنها هدف من از نگارش این یادداشت، روشن سازی است و بس. بی شک تجارب دوستان دیگر در این زمینه نیز خواندی خواهد بود که امیدوارم این دوستان خوب در پایان همین یادداشت، اندوخته های خود را در بخش نظرات با خوانندگان محترم این وب سایت به اشتراک بگذارند.

۱ـ شور جوانی نیروی محرکه ای است که در حوزه شراکت خطرناک می باشد.

همان گونه که در مقدمه نیز آورده شد، اغلب کسب و کارها در سنین جوانیِ کارآفرینان خلق می گردند. شور و نشاط، امید و آرزو، هیجان و تلاطم، از ویژگی های این دوران است. شراکتهایی که در این دوران شکل می پذیرند، هرگز از ویژگی های منحصر به فرد دوران جوانی در امان نیستند. از این رو، هیجانات ویژه این دوران، اصلی ترین مسبب شراکتهاست. در حالی که شرایطی بسیار حیاتی لازم است که از همان ابتدا اطمینان حاصل کرد یک شراکت به سرانجام خوبی خواهد رسید.

۲ـ یاران با هم رودربایستی دارند و از همان آغاز شراکت آسیب می بیند.

یکی از ویژگی های مشترک تمام شراکتها میان یاران و دوستان، خجالت زدگی از بیان برخی موارد حساس و مهم می باشد. تجربه نشان می دهد دقیقاً همان موارد حساس و مهم هستند که بزرگترین آسیبها را در آینده به این شراکت وارد خواهند آورد. تصور اینکه دو دوست وفادار که اکنون وارد وادی شراکت شده اند، رو در روی هم نشسته و نیت به روشن سازی پاره ای از ابهامات و اتخاذ تصمیم در خصوص برخی از اما و اگرها نمایند، چندان عادی نمی نماید.

۳ـ زندگی کاری و غیر کاری از همان آغاز در هم تنیده می شود.

چون پیش از شراکت، زندگی غیر کاری دو یار در سایه یک رفاقت، پیش گرفته می شد، بعد از ورود به دنیای همکاری نیز کار و زندگی غیر کاری از هم تاثیر می پذیرند. با وجود ادعاهای بسیاری که گوش منِ مشاور از آنها پر است، بسیار نادر هستند یارانی که بتوانند در شراکت، زندگی غیر کاری و زندگی کاری خود را از هم جدا نمایند. در خصوص آسیبهای این موضوع چیزی نمی نویسم چرا که بر تمام خوانندگان محترم عیان است.

۴ـ انتظارات هرگز درست مدیریت نمی شوند.

همانگونه که در نکته شماره دو هم مرور شد، عدم شفافیت اولیه در شراکت های ناشی از رفاقت، آسیبهای خود را به گونه های مختلف نمایان می سازد. یکی از مهمترین آنها، ناتوانی در مدیریت انتظارات است. چون در همان ابتدای مسیر و به واسطه رودربایستی، هیچ حد و مرز و باید و نبایدی تعریف نشده است، عدم شفافیت سایه بر وظایف و مسئولیتها می اندازد. از سوی دیگر، با فروکش کردن نسبتی هیجانات اولیه ناشی از آغاز یک کسب و کار جدید، این بار انتظارات به جا و نا به جا هستند که سر برمی آورند و سرفصل جدیدی به نام آغاز اختلافات را شروع می نمایند.

۵ـ اختلافات دامن زده می شود

فارغ از میزان موفیت در کسب و کاری که آغاز شده است، ضعف در زیرساختهای اولیه، اختلافات را شدید و شدید تر می نماید. از آنجایی که پیش تر هیچ نوشته ای هم بین رفقای دیروز و شرکای امروز نوشته و رد و بدل نشده است، شراکت، دست خوش اختلافات شدید شده و پایه هایش می لرزد و به این ترتیب، هرکدام از طرفین ساز جدایی کوک می کنند و باقی ماجرا ها که برای اغلب باتجربه ها عیان است.   اما اگر دوست دارید دوستی هایتان را به شراکتهای خوب بدل کنید، به این چند توصیه من حتماً و حتماً عمل نمایید. ۱ـ در انتخاب شریک و ارائه پیشنهاد شراکت هرگز عجله نکنید. ممکن است دوستی که در رفاقت حرف ندارد، برای زمینه کاری مد نظر شما، هرگز گزینه خوبی نباشد. ۲ـ تصور کنید با غریبه در حال شراکت کردن هستید. شفاف باشید، بی پرده سخن بگویید، هیچ مصلحتی را جز مصالح خود و کسب و کار نوپایتان در نظر نگیرید و جنگ اول را به از صلح آخر بدانید. ۳ـ شراکت نامه تنظیم کنید، آن را ثبت محضری نمایید، داور مرضی الطرفین معرفی کنید و سنگهایتان در همان اول باهم وا بکنید. ۴ـ آورده هرکدام و سهم الشراکه را درست تعیین کنید تا حرفی برا بعدها باقی نماند.


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید