میلیاردها انسان همزمان با ما در حال نفس کشیدن و گذران حیات خود هستند. از این چند میلیارد انسان، تعداد زیادی نیستند که طعم دلنشین شاد بودن در زندگی را چشیده اند. تا حدود زیادی نیز می توان ادعا کرد که این شادی رابطه چندان مستقیمی با ثروت ندارد؛ چرا که اگر غیر از این بود، تمام انسان های ثروتمند جهان باید شاد می بودند، که به هیچ وجه چنین نیست. شاد بودن در زندگی یک تفکر و یک روش زندگی یا لایف استایل است. کسانی که این لایف استایل را می شناسند و آن را بلد هستند، برای شاد بودن در زندگی نیازی به چیز دیگری مثل پول، شهرت، خانه بزرگ یا ماشین آنچنانی ندارند. البته که ما منکر تاثیرات کلی مثبت ثروت در زندگی نیستیم، اما همانگونه که بیان شد، شادمانگی نوعی تفکر است؛ نه شرایط.
انسان های ناشاد و ناخشنود معمولا چندین خصیصه مشترک دارند.در این یادداشت چند مورد از این خصیصه ها آورده شده است؛ اگر پی ببریم ریشه این درخت ناشادی از چه چشمه ای آب می نوشد، راحت تر می توانیم ناخشنودی خود را برطرف کنیم.۴۳۹۳

شاد بودن در زندگی

انسان های ناخشنود، به طور پیش فرض زندگی را سخت می دانند

انسان های ناشاد ، از بادی امر، زندگی را مقوله ای به شدت سخت و هولناک می دانند. این در حالیست که کسانی که از نعمت شاد بودن در زندگی بهره مند هستند، می دانند که زندگی ممکن است لحظات سختی نیز داشته باشد و اصلا این نیز جزیی از زندگی است. چنین انسان هایی، به جای بزرگ جلوه دادن مسئله، فقط سعی می کنند خود و زندگی شان را از این سختی بیرون بکشند. حال آنکه گروه مقابل، یعنی انسان های ناخشنود، نه تنها بیس قضیه را روی سختی گذاشته اند، بلکه هیچ تلاشی نیز برای بیرون آمدن از این وضعیت نمی کنند. چنین انسان های فقط بلدند از شرایط و از زندگی بدگویی کنند؛ و در عین حال انتظار دارند زندگی شان شرایط بهتری به خود بگیرد!

انسان های  ناشاد به هیچ کس اعتماد نمی کنند

نمی توان منکر این شد که اعتماد امری است که از شناخت به دست می آید و اعتماد کردن بدون تشخیص سلامت فرد مقابل برای این موضوع، ریسک پذیری بالایی می خواهد؛ اما، نکته اینجاست که انسان های شاداب و شادکام، حتی اگر اعتمادی هم به کسی نکنند، حداقل سو ظنی به کسی نیز ندارند. پیش فرض خود را بر این گذاشته اند که هر انسانی می تواند قابل اعتماد و مسئولیت پذیر باشد؛ مگر اینکه خلاف این امر ثابت شود. ولی انسان هایی که از شاد بودن در زندگی بی بهره اند، به هیچ کس کوچکترین اعتمادی نمی کنند. این امر چه چیز را سبب می شود؟ آهسته آهسته، افراد ناخشنود حلقه تنهایی خود را تنگ تر می کنند، و فرصت برای دیدار های جدید و ایجاد روابط جدید و دوستی های مفید می سوزانند.

اغلب انسان های این جهان، دیده خود را تنها به روی بدی ها و نامهربانی ها دوخته اند

جهان ما جهانیست که در مقابل سیاه، سفیدی وجود دارد. در مقابل آسمان، زمینی وجود دارد، در مقابل خوبی، بدی وجود دارد. جهان ما ترکیبی از همه احساسات، عواطف، رفتارها و ویژگی ها است. سوال اینجاست: شما به نوبه خود، دیده خود را به کدام قطب از این دوقطبی دوخته اید؟ به جنگ و خونریزی و کشت و کشتار و فلاکت و فقر؟ یا به طبیعت زیبا و نوزاد تازه به دنیا آمده و مادر مهربان و دوستان وفادار و سلامت تن؟ تفاوت شاد بودن در زندگی ، با نقطه مقابل این نیز همین است. جهان همان چیزی خواهد بود که شما “می خواهید” . خوبی ها را بخواهید، مهربانی ها را بخواهید، صلح را بخواهید. هر آنچه که می خواهید را جذب خواهید کرد.

انسان های ناخشنود، همواره در حال مقایسه خود با دیگران، و کاشتن بذر حسادت هستند

افراد ناشادمان، فکر می کنند وقتی شخصی موفقیتی در این جهان کسب کرده، موفقیت آن ها را دزدیده اند. به همین خاطر معمولا وقتی در خیابان می بینیم  فردی اتومبیل گران قیمتی سوار شده، ظن می بریم لابد دزدی کرده که توانسته این ماشین را بخرد. همین امر موجب کاشتن بذر حسادت و تنفر می گردد؛ که به خودی خود بی اندازه ضربه زننده و مخرب است. انسان هابی که شاد بودن در زندگی را تجربه کرده اند این چنین نیستند. اعتقاد عام انسان های شادکام، این است که موفقیت همانند نمره ۲۰ است. اینطور نیست که وقتی کسی در یک کلاس ۲۰ گرفت، بقیه نتوانند یا ظرفیت نمره ۲۰ تمام شود. کسی که توانسته ۲۰ شود تلاش کرده و این نمره را کسب وکرده است، افراد دیگر هم می توانند تلاش کنند و ۲۰ بگیرند. به همین ترتیب در زندگی نیز تک به تک انسان ها می توانند موفق باشند؛ چون ظرفیت موفقیت دقیقا به تعداد انسان های روی این کره است.

انسان های ناشاد، می خواهند هر چیزی را در زندگی کنترل کنند

برخی نپذیرفته اند که همه چیز دست ما نیست و نمی شود هر کس و هر چیزی را کنترل کرد. اما افراد ناخشنود کل زندگی خود را با این موضوع سپری می کنند. در مقابل افراد شادمان چه کار می کنند؟ هر روز بیشتر برای کسب اهداف خود تلاش می کنند، و برای موفقیت های هر چند کوچک، برای خود جشن می گیرند. اگر روزی هم نتواستند موفق شوند، خود را سرزنش نمی کنند. چرا که تلاش خود را کرده اند. انسان های موفق و شادمان، می دانند که در این دنیا همه چیز تحت کنترل آن ها نیست.

انسان های ناشاد، آینده را تیره و تار و پر از اضطراب می دانند

افرادی که از شاد بودن در زندگی برخوردار نیستند، آینده نیامده و از راه نرسیده آن را ناموفق و تیره و تار می پندارند. اما در نقطه مقابل، انسان هایی که برخوردار هستند از نعمت شاد بودن در زندگی ، بنا را بر این گذاشته اند که آینده قطعا و قطعا زیباتر و بهتر خواهد بود. حال اگر آمدیم و در آینده اتفاقات ناگواری رخ داد، باز هم انسان های شادکام چیزی را از دست نداده اند. حداقل روزهای قبل را شاد زندگی کرده اند و اکنون هم می دانند چگونه باید مدت زمان ناشادی ناشی از این اتفاق ناگوار را به حداقل رسانده و دوباره به روزهای شاد بودن در زندگی برگردند.

افراد شاد از تاثیر عبارات مورد استفاده خود آگاهند

یک تمرین ساده، از همین الان، تا یک هفته، هر کسی حال شما را پرسید، به جای اینکه بگویید “خوبم” بگویید “عالیم” . خودتان تاثیرش را خواهید دید. به آزمودنش می ارزد.