این یادداشت در صفحه دیدگاه (صفحه شماره ۸) روزنامه مردم سالاری روز سه شنبه، ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۴ چاپ شده است

نفت، این موهبت بی بدیل الهی، این وام بلاعوضی که پروردگار بی هیچ چشم داشتی در اختیار ایرانیان قرار داده است، امروز بلای جان اقتصاد این کشور است و چه حیف که سالهای سال این چشمه سیاه روغنی جاری بود و ما هنگامی به این تعبیر از نفت رسیدیم که اولاً اقتصادمان بیش از حد به آن وابسطه است و در ثانی، این منبع، به سان روز اول غنی و پایان ناپذیر نیست. درد این است که ما در طول قریب به صد سال گذشته، نفت را فروخته ایم و خرج ممکلت کرده ایم و این رفتار با طلای سیاه، علیرغم تمهیداتی که روی کاغذ اندیشیده می شوند، در هر دولتی به نوع خاص خود نمود می یابد حتی اگر تلاش بر این باشد که چنین وابستگی تا حد ممکن کتمان شود. اما آنچه در این یادداشت در صدد بررسی آن هستم، علل و عوامل وابستگی ما به نفت نیست که پیش تر بسیار در مورد آن نوشته اند. هدف من از نگارش این نوشته این است که از گونه ای ضرورت حیاتی در تعامل میان دولت و مردم در برون رفت از این وابستگی بی قید و شرط سخن بگویم. شاید همین یادداشت کوتاه و موجز، تلنگری باشد برای درانداختن طرحی نو. شاید روزی، با حمایت دولت، کمپینی با رویکرد خلاصی از وابستگی بی چون و چرا به نفت راه اندازی شود که در آن، تمام ملت ایران، دست در دست هم برای رهایی از این قید تلاش نمایند.

۱ـ وابستگی ما به نفت تا زمانی ادامه خواهد یافت که وابسته به واردات افسار گسیخته باشیم. در چشم کسی که کمی جلو تر از نوک بینی خود را می بیند، هزاران کانتینری که در گمرک های گوناگون کشور، در صف صدور مجوز ورد به کشور ایستاده اند، همان میلیون ها بشکه نفت جایگزین ناپذیری هستند که منتظر خروج از کشورند. ورود و خروجی که هر روز ما را وابسته تر می سازد. قبول دارم که در بسیاری از صنایع، توان پاسخ دهی به نیاز داخل را نداریم و مجبور به واردات هستیم. منظور نظر من، صنایعی هستند که شکی در توانمندی آنها نداریم. صنعت کفش و صنعت نساجی، دو مثالی هستند که نام بردنشان کافی است. نساجی که فعالینش سیاه پوش شدند و کفشی که نفسهای آخرش را می کشد.

۲ـ وابستگی ما به نفت تا زمانی ادامه خواهد یافت که کم فروشی را نوعی زرنگی بدانیم. در کشوری که با نادیده گرفتن اندک استثنا ها در حوزه های مختلف، اغلب تولید گران بنا به هزار و یک دلیلی که گاهی برای خودشان بیش از حد منطقی است، در تکاپو هستند که کمتر خرج کنند و بیشتر دربیاورند، شهروند، بیشتر چشم خود را برای رسیدن به کالای کیفی، به دست آن سوی آبی ها خواهد دوخت. همین می شود که دلال بین المللی یا همان تاجر، کشتی کشتی بار کیفی وارد می کند به بهای طلای سیاه.

۳ـ وابستگی ما به نفت تا زمانی ادامه خواهد یافت که از رموز بسته بندی بی خبر باشیم. ما مردمی هستیم که بسیاری از تولیدات داخلی را به آن سوی آبها می فرستیم، از ما بهتران آنها را در بسته بندی های شکیل و صد البته زیبا و جذاب می گذارند، ما نفت می فروشیم و با پولش به چندین برابر قیمت، آنی را می خریم که خودمان کاشته ایم یا خودمان تولیدش کرده ایم.

۴ـ وابستگی ما به نفت تا زمانی ادامه خواهد داشت که کالایی برای فروش به آن سوی آبها نداشته باشیم. فقط با فرش و خشک بار و …، نمی توان جای میلیون ها بشکه نفت را پر کرد. اگر بلد نباشیم محصولی با کیفیت تولید کرده و با خلق برندهای جهانی، آن محصولات را در بازارهای بین المللی به فروش برسانیم، رنگ زیبای دلار و یورو را فقط با رهسپار کردن نفتمان آنهم به چندین برابر پایین تر از ارزش واقعی اش خواهیم دید.

۵ـ وابستگی ما به نفت تا زمانی ادامه خواهد داشت که یاد نگیریم ایران ما، علاوه بر نفت، موهبتهای بی بدیل دیگری در حوزه گردشگری دارد. تصور اینکه سالانه چه ثروت هنگفتی از منابع سهل الوصول بر بستر جذب گردشگر از کفمان می رود، دیوانه کننده هست. زمانی که صحبت از جذب گردشگر می شود، بسیار خرده می گیرند که محدودیتهای قوانین داخلی مانع پیش رفت در این زمینه است. این ها همان کسانی هستند که همیشه برای انجام ندادن، بهانه ای خواهند یافت. فراموش نکنیم که ما تنها کشوری نیستیم که رعایت حجاب در آن الزامی است و نیز فراموش نکنیم که تورسیت واقعی، چندان مشکلی با این موضوع ندارد. این ماییم که سرمان را در برف فرو کرده ایم.

این پنج مورد را به دهها و صدها نکته اساسی دیگر می توان بسط داد که زحمت آن با شما خواننده محترم. اما نکته آخری که دوست دارم با هم مروری بر آن داشته باشیم، اشتیاق وصف ناپذیر کشورهای صاحب صنعت برای یورش به بازار ایران است. اشتیاقی که به مذاق ما هم شیرین آمده است. آنها به خوبی می دانند که ما جامعه ای مصرف کننده هستیم و نسل بعدی از کمترین اهمیتی برایمان برخوردار است. نسلی که در سه حوزه نفت، آب و زباله، لعنت گویمان خواهد شد. از همین روست که با یکدیگر در بیشتر فروختن وارد چالش شده اند و این چالش در آینده نزدیک بیشتر و بیشتر خواهد شد.
آنها از وابستگی ما برای خریدن خبردار هستند. چون می دانند که در آینده نزدیک، برای بیشتر خریدن به پول بیشتری نیاز خواهیم داشت و این یعنی فروش نفت بیشتر. از سوی دیگر، تحریم های نفتی هم که دیگر دست و پا گیر نخواهد بود و این به معنی عمیق تر شدن وابستگی ما به نفت است.
به عنوان یک فعال حوزه کسب و کار، صمیمانه امیدوارم دولت محترم کنونی و دول آتی، با دیدی فراجناحی، در مسیر کاستن از وابستگی ها به نفت، صنعت گردشگری را بیش از پیش دریابند و نیز تمام همت خود را، مصروف رونق دهی به تولید داخلی به ویژه با ارتقاء ارزش ویژه برندهای ایرانی نمایند.