Mideast Qatar Iran World Cup qualifying Soccer

حضور تیم ملی فوتبال در جام جهانی با تمام تلخی ها و شیرینی هایش به پایان رسید و یوزهای افتخار پارس !!!، بار سفر به میهن بستند. اگر فکر می کنید من هم قصد نوشتن مطلبی در این خصوص را دارم، سخت در اشتباهید، چرا که اولاً هیچ سررشته ای از ورزش بسیار علمی و تخصصی فوتبال ندارم و تنها یک تماشاگر آماتور و البته طرفدار تراکتور هستم، در ثانی تمام اساتید علوم مختلف از ستاره شناسی تا مدیریت، چنان درسهایی از لحظه لظحه وجنات و سکنات “بچه ها” در برزیل استخراج کرده و نوشتند که هیچ جای قلم فرسایی در این خصوص نمانده. تنها وظیفه من در این فرصت گفتن خسته نباشید است و آرزوی موفقیت برای تمامی ورزشکاران ملی پوش در تمام رشته های ورزشی.

اما بر کسی پوشیده نیست که کم نبودند تعداد هم وطنان همیشه در صحنه ای که خود را به سختی آماده‌ی پایکوبی در خیابانها بعد از بازی تیم ملی می کردند، به آن سان که حتی به بهای این آماده سازی، بازی آخر با تیم بوسنی را هم ندیدند. در این مجال خواستم ابراز هم دردی کنم و یاد آوری کنم در دوره ای که جهان چشمان خود را فقط با برآمدن آفتاب از افق برزیل می گشاید، زندگی در تمام جنبه های غیرفوتبالی آن در جریان است. حتی هنر!

2638197-3755663

دهمین جشنواره کارتون ترکیه، یکی از رویدادهایی است که نتوانسته مانند حضور تیمی که شنبه شب به اوج رفت و چهارشنه شب فحش شنید!، خبر ساز شود. اما در همین جشنواره، ۲ همشهری من، افتخار آفریدند. استاد رحیم بقال اصغری ـ که بر گردن هنر کارتون ایران حق دارد ـ یکی از داوران این جشنواره بود و سرکار خانم عاطفه یاریان، لایق جایزه ویژه این رویداد شناخته شد.

IMG_1850

من هیچ کدام از این بزرگواران را از نزدیک نمی شناسم و شاید هرگز افتخار شناختشان را کسب نکنم، اما ترجیح می دهم صورتم را رنگ کنم، و به افتخار آنانی به پایکوبی در خیابان بپردازم که نام این مرز و بوم را به بهای عمر و هنر و تجربه و جیب خود به عرش می برند و چه بی ادعا و بی منت به مسئولیت خود در قبال خاکشان عمل می کنند.

من به افتخار فرزندان هنرمند شهرم به پایکوبی خیابانی می روم، حتی اگر تنها و تنها من باشم که تا صبح در خیابانهای تبریز شادی خواهم کرد.

جناب رحیم بقال اصغری و سرکار خانم یاریان، مراتب تبریک و سپاس این کمترین را پذیرا باشید.