اپل | گستره تکنولوژی از دهه های دور تا نسل های آینده

تکنولوژی نامی آشنا برای تک تک ما است. چیزی که دست کم در مورد آن می شنویم و سخن می گوییم. فرقی نمی کند که از دوستداران دنیای تکنولوژی باشیم یا به سادگی از کنار تازه های تکنولوژی عبور کنیم بالاخره در موقعیت های متفاوت کم یا زیاد در گفتمان های مربوط به تکنولوژی شرکت می کنیم. برای همه ما پر واضح است که زندگی تک تک ما وابسته به تکنولوژی است. خواه یا ناخواه در زندگی به مدد تکنولوژی بسیاری از کار ها را به پیش می بریم و شاید هم خودمان در این مورد چیزی ندانیم یا دوباره نسبت به آن بی تفاوت باشیم. اما این دنیای به ظاهر ساده متشکل از ارقام گسسته باینری آن قدر ها هم ساده به نظر نمی رسد. اگر یک کمپانی که به عرضه تازه های تکنولوژیکی مشغول است کمی از قافله عقب بماند بدون شک محکوم به فنا است. در بازار کسب و کار این پدیده قرن بیستم، اینکه شرکتی بیاید و پس از مدتی به دلیل عدم خلاقیت به فراموشی سپرده شود امری بسیار طبیعی است و چه بسیار از این شکست های تلخی که صاحبان و مدیران این سازمان ها و کمپانی ها چشیده اند. مقاله پیش رو در مورد یکی از این کمپانی هایی است که در طول دهه ها سهمی بسزا در بسط و توسعه تکنولوژی در دنیا داشته است و آن برند نام آشنای اپل است. شاید همین لحظه که این مقاله را مطالعه می نمایید از یکی از پلت فرم های اپل استفاده می کنید و با دیدن این مقاله برایتان جالب باشد که در مورد آنچه که امروز در دستان شما است آگاهی یابید.

همه ما می دانیم که ذهن خلاق و متفکری که اپل را توسعه داد Steve Jobs بود. هدف این فرد کاملا مشخص بود. Jobs و همکارانش بر این عقیده بودند که اپل نباید فقط به عنوان یک کمپانی جهت ارائه محصولات تکنولوژیکی که باید سازمانی باشد که نسل های متوالی را تحت تاثیر قرار دهد و همواره بر سر زبان ها باقی بماند. این چیزی بود که خالقان اپل بدان باور داشتند و اگر به اپل پس از Jobs نگاهی بیاندازیم، متوجه می شویم که تمام اهداف، آرمان ها و پیش بینی هایش برای کمپانی مخلوق خودش یعنی اپل پا بر جا بوده و سردم داران کنونی اپل به جملگی این آرمان ها پایبند هستند.

شاید بهتر باشد برای درک صحیح تر شرایط امروزی اپل و فراز و نشیب هایی که این کمپانی در طول حیات خود شاهدش بوده گریزی به تاریخچه این کمپانی بزنیم. اپل در ابتدا در اواسط دهه ۱۹۷۰ توسط Steve Jobs و دوست دبیرستانی اش Steve Wozniak، در گاراژ پشتی خانه Jobs شروع به کار کرد. در ابتدا خالقان این استارت آپ خدماتی را برای افرادی ارائه می دادند که به دنبال فرار از پرداخت های سنگین به سبب تماس های بلند مدت خود داشتند. سپس به تولید کامپیوتر های خانگی کرده و پروتوتایپ های آنها را در خدمت دوستان خود گذاشتند. درآمد حاصل از این کسب و کار برای خالقان اپل نتیجه مثتبی داشت و به سبب آن منجر شد تا آنان پا به فراتر گذاشته و به تولید سیستم های اداری و تجاری نمایند. آنها این محصول تجاری را با نام Apple ll به بازار عرضه کردند. چیزی که نظر بسیاری را در گوشه کنار جهان به این محصول تجاری اپل جذب کرد. شاید بشود ادعا کرد که پیروزی بزرگی در زمان خود برای خالقان اپل بود. Jobs و Wozniak هر دو ایده پرداز بودند و از مدیریت و کسب و کار اطلاعی نداشتند پس برای مقابله با این مشکل خود بر آن شدند تا با یکی از مدیران موفق یک برند موفق و برتر آمریکایی دست به همکاری بزنند تا بتوانند به آسانی به کسب و کار بپردازند. در کمال تعجب این فرد John Sculley، مدیر برند Pepsi بود. Sculley و مدیران اپل دو سال در کنار هم مشغول به کار شدند اما نتیجه بسیار فاجعه بار بود. Sculley، باداشتن اکثریت سهام شرکت، Jobs را برکنار کرد بدون اینکه شغلی برای او در کمپانی مخلوق خودش قائل شود. Wozniak هم به دلایلی از اپل جدا شد و بدین ترتیب برای مدت ۱۵ سال، اپل تحت مدیریت Sculley قرار گرفت و پس از مدتی یکی از همکاران خود را به نام Gil Amelio بر سر کار آورد و این شروعی بود بر دوران تاریک اپل. به دنبال اتفاقات افتاده شرایط اپل رو به افول گرایید. سهام کمپانی در بازار کسب و کار کاهش یافت و مشتریانش را از دست داده و با بحران های مالی روبرو شد. شرایط به گونه ای بود که اپل به سختی از کنار ورشکستگی عبور کرد و با سرمایه اندکی که داشت برای بهبود شرایط کمپانی به خرید سهام NeXT کرد. NeXT در واقع یکی از استارت آپ هایی بود که Jobs آن را به راه انداخته بود و اینگونه بود که Jobs دوباره به اپل بازگشت. با بازگشت Jobs به اپل شرایط دوباره رو به بهبود گرایش پیدا کرد و به این سبب بود که کمپانی از خطر ورشکستگی به دور شده و نجات پیدا کرد. از زمان بازگشت خالق اپل به این کمپانی، اپل دوباره به آرمان های اولیه خود بازگشته است. از بدو ورود دوباره خالق اپل، این کمپانی رویکرد خود را از تولید قوطی های کسل کننده به پیشرو خلاقیت تغییر داد و پا به فراتر گذاشت و عرصه های متفاوت را کسب کرده و در آنها به موفقیت دست یافت. امروزه اپل نه تنها یک پرچم دار تکنولوژی که در زمینه های چند رسانه ای و موسیقی حرفی برا گفتن دارد و به سبب مدیریت صحیح و استراتژیک، در این زمینه ها خوش درخشیده است. داستان اپل فراتر از اینکه داستان یک برند محبوب جهانی باشد، بیانگر این واقعیت است که با مدیریت صحیح و به موقع و با داشتن برنامه های استراتژیک و لوجستیک می توان از پس هر شرایط نابسامانی بر آمد. داستان اپل یک چیز است و آن این است که حتی وخیم ترین موقعیت ها نیز قابل گذر هستند و مثالی تمام عیار برای این است که شکست می تواند مقدمه ای برای پیروزی باشد.

گاهی ممکن است زندگی مانند یک آجر بر سر تو بکوبد. اما هیچگاه اراده و ایمان خود را به باور هایت از دست نده

Steve Jobs

دیدگاهتان را بنویسید