برای اغلب ما پیش آمده که از ترس عالی انجام ندادن کاری، دست به اقدام نزده ایم. این خلاصه ترین بیان ممکن در خصوص ایده آل گرایی است. اگر شما هم قبل از انجام هر کاری دنبال بهانه هایی هستید که مانع عالی شدن می شوند، اگر شما هم به این فکر می کنید که اول باید همه چیز را تمام و کمال و از بهترین و ایده آل ترین نوعش فراهم کنید و بعد دست به کار شوید، اگر شما هم فکر می کنید برای نوشتن یک مطلب که از تجاربتان نشات می گیرد باید اول یک نویسنده تمام عیار شوید و بعد اقدام کنید، شما یک انسان ایده آل گرا هستید.
در وجود اغلب ما گونه ای از ایده آل گرایی وجود دارد. در برخی از انسانها میزان ایده آل گرایی چنان زیاد است که کار به روان شناس و مشاور می کشد و دوره درمانی در خصوص آنها تعریف و اجرا می گردد. اما در بسیاری از ما، ایده آل گرایی چنان پنهان است که خودمان نیز از آن بی خبریم.
در این یادداشت قصد دارم در خصوص ایده آل گرایی و موانعی که این خصیصه‌ی به ظاهر خوب اما به شدت آسیب رسان بر سر راه عمل گرایی می گستراند، نکاتی را یادآور شوم.

ایده آل گرایی

۱ـ ایده آل گرایی یک ارزش نیست، بلکه ضد ارزش است!!

این اصلی ترین و بزرگترین تلنگر من در این یادداشت است. اگر فکر می کنید چون ایده آل گرا هستید پس به بهترین وجه همه چیز می نگرید و به بهترین شیوه‌ی انجام کارها می اندیشید و این شما را از دیگران متمایز می کند، باید هرچه سریعتر این تفکر را کنار بگذارید. ایده آل گرایی شما بدون اینکه خبردارتان کند، اصلی ترین مانع شما برای عملگرایی تان است و این یعنی ضد ارزش. شما تا زمانی که بر این خصیصه‌ی به ظاهر خوب چاره ای نیاندیشید، بی شک نخواهید توانست کارها را درست و به موقع انجام دهید.

۲ـ ایده آل گرایی سیری ناپذیر است.

درد مشترک اغلب انسانهای اید آل گرا این است که حتی اگر آنچه را که به ذهن دارند به دست آورند، باز احساس می کنند که بهترش وجود دارد و یا اینکه بهتر از این می توانند انجام دهند. این درحالی است که در همین حال و در همین شرایط، فردی که چنین محدودیتی در ذهن خود تعریف نکرده است، کار را انجام داده، تمام کرده و نتیجه آن را دیده است.
اغلب ما در دوران دانشجویی مجبور شده ایم گزارشهایی را به اساتیدمان تحویل دهیم. بسیاری از ما همیشه درگیر این موضوع بودیم که گزارشمان هم از نظر محتوایی و هم از نظر ظاهری عالی باشد. حتی گونه ای از رقابت نامشهود هم بین دانشجویان در این خصوص دیده می شود. این امر باعث شده که در اغلب اوقات بیش از آنچه لازم است برای یک گزارش زمان، انرژی و پول صرف کنیم. در اغلب اوقات هم پایان، هم ما و هم استاد ناراضی بوده ایم. نارضایتی استاد به این خاطر بودکه اغلب گزارش های دانشجویان ایده آل گرا دیرتر از موعد حاضر می شد و نارضایتی ما هم به این دلیل که در اغلب مواقع آنچه را که انتظارش را داشتیم نمی توانستیم حاضر کنیم.

در این میان، بودند هم کلاسی هایی که گزارش خود را در ابتدایی ترین شکل ممکن آماده کرده و به موقع تحویل می دادند و نمره کامل می گرفتند. تازه در این میان زمان و انرژی و پولشان هم برای خودشان محفوظ می ماند.

۳ـ ایده آل گرایی اغلب از سوی دیگران بی پاسخ می ماند

طبق مثالی که در بخش پیشین آورده شد، در اغلب اوقات نتایج ایده آل گرایی شما اصلاً به چشم نمی آید. اگر تلاش می کنید گزارش خود را در ناب ترین و دیده نشده ترین جلد ممکن به استاد تحویل دهید، او هرگز به اندازه شما به جلد اهمیت نمی دهد. اصلاً تفاوت را احساس نمی کند و این منجر به سرخردگی می شود.
اغلب ایده آل گرایان بعد از بی نتیجه ماندن و دیده نشدن، ادعا می کنند که برای خودشان و در شان و جایگاه خودشان دست به چنین کاری زده اند، این درحالی است که حقیقت جز این است. در خصوص تاخیرشان در کار هم بهانه همین است. وقتی فرصتی از دست می رود و کاری به بهانه های مختلف بی فرجام می ماند، انسانهای ایده آل گرا همیشه ادعا می کنند و که برایشان ممکن نبود بدون فراهم کردن تمام شرایط دست به اقدام بزنند. این بهانه ظاهراً خوب است و خبر از تفاوت می دهد، اما از منظر واقع گرایی، یک فرصت از دست رفته و یک کار بی پایان مانده است.

۴ـ مواظب وسواس باشید

اگر جایی از کار جلوی این ایده آل گرایی را نگیرید، به وسواس تبدیل می شود. آنگاه خواهید دید که انگار فلج شده اید. کلی کار در ذهنتان است که باید انجامشان دهید، اما همواره بهانه هایی نشات گرفته از ایده آل گرایی در ذهنتان شکل می گیرد که شما را از انجام آنها باز می دارد. هرچه دیرتر به رفع این معضل اقدام کنید، از میان برداشتن آن برایتان دشوارتر می گردد.

در این خصوص پیشنهاد می کنم محصول “غلبه بر ایده آل گرایی” را از دست ندهید.

 

غلبه بر ایده آل گرایی