رسانه، فرصتی بی‌مانند در اختیار برندینگ

نصر نیوز ۵ ساله شد. این افتخار را به مدیرمسئول خوش‌فکر این رسانه، جناب آقای مهندس کریمزاد، به فرد فرد دوستان پرتلاش نصرنیوز، به اصحاب رسانه تبریز و آذربایجان و به تمام کسانی که دغدغه روشن کردن افکار عمومی را دارند، صمیمانه تبریک می‌گویم و امیدوارم افق پیروزی‌های این رسانه‌ی حقیقت‌گو، روشن‌تر و روشن‌تر گردد.

از آنجایی که در سمینارها و کارگاه‌های آموزشی مختلف، همواره اشاره‌ای به نقش بی‌بدیل رسانه در توسعه برند داشته‌ام، تولد ۵ سالگی نصر نیوز را بهانه‌ای قرار دادم تا به نقش رسانه در برندینگ بیش از پیش بپردازم. نقشی که مطمئنم برای بسیاری از مدیران و مالکان برندها در ایران، شاید هرگز روشن نشود.

در رسیدن به دیدگاهی صحیح از نقش رسانه در برندینگ، ضروری است پرداختی مجدد به معنی و مفهوم برند داشته باشیم چرا که پیش از واشکافی یک معنا، هرگز نمی‌توان به شیوه‌های بسط آن رسید. اگر به مطالب پیشین از همین قلم رجوع نمایید، پرداخت به معنی برند برایتان تکراری خواهد نمود. اما از آن‌جایی که به تخمین نگارنده، سالیان درازی لازم است که از حقیقت این مفهوم در اذهان مدیران به طور کامل پرده برداشته‌شود، تقاضا دارم این تکرار مکرر را بر من ببخشید.

برند همان لوگو، نام تجاری، بسته بندی، لباس فرم و … نیست. بلکه برند احساسی است که مخاطب در برخورد با هرگونه نشانه‌ای که اشاره به یک سازمان، کسب و کار، فرد و … دارد آن را در ناخودآگاه درک و تجربه می‌نماید. از این رو، برندینگ نه به معنی طراحی یک لوگو یا سامان‌دهی صرف به بسته‌بندی، وب‌سایت و … بلکه به معنی تلاش برای سامان دهی به احساس مخاطب می‌باشد. برندهای موفق، آنانی نیستند که متراژ ملک و زمین، تعداد کارکنان، حجم تولید و … موجب فخر مدیرانشان است، بلکه مجموعه‌هایی هستند که کار کردن با آن‌ها و خرید و استفاده از محصولاتشان، به واسطه همان احساس خوب، فخر مشتریانشان می باشد.

اگر درصدد خلق یا بازآفرینی برندی هستید که سازمانتان را در نیل به اهدافش یاری کند، ضروری است رفتارها و ابزارهای این حوزه را به خوبی بشناسید و در کاربست آنها هنرمندانه و هوشمندانه عمل کنید. رسانه‌های ارتباط جمعی به‌ویژه رسانه‌های نوشتاری، چه در دنیای مجازی و چه در دنیای حقیقی، یکی از اثربخش‌ترین ابزارهایی هستند که نوک پیکان برندتان را برای نفوذ در ذهن مخاطبان، تیزتر می‌‍نماید.

تفاوت حضور در رسانه با حضور در فرصت‌های تبلیغاتی مانند تلوزیون یا تبلیغات محیطی در این است که در هرکدام از گونه‌های تبلیغات، مخاطب بر این باور است که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد. این حس آزاردهنده به‌ویژه زمانی به حد اعلای خود می‌رسد که پیام تبلیغاتی از دیدگاه محتوی و اجرا، از هرگونه ایده‌پردازی و خلاقیتی تهی باشد. این گونه است که بر ذهن مخاطب تاثیر عکس گذاشته و باعث تنزل می‌شود. با وجود تغییرات قابل دفاعی که در سال‌های اخیر در عرصه تبلیغات ایران مشاهده می‌شود، باز هم می‌توان به جرات گفت که نوع نگرش مدیران ما به موضوع تبلیغات و نوع رفتارهای آنها در این حوزه، بیشتر از ثمر بخشی، آسیب‌هایی گاهاً جبران‌ناپذیر تحمیل می‌نماید.

اما در خصوص رسانه‌های ارتباط جمعی موضوع بسیار متفاوت است. چرا که اولاً اقبال عمومی به این رسانه‌ها، بیشتر از رسانه های تبلیغاتی است، در ثانی، مخاطب نه به اجبار که با انتخاب خود در معرض پیام‌های رسانه قرار می‌گیرد. از این رو، قدرت نفوذ افزایش می‌یابد. البته نباید فراموش کرد که برای برخورداری از امتیازات ویژه حضور در فضای رسانه، حتماً و حتماً باید پیامی قابل نشر در رسانه داشته‌باشیم. به عبارت بهتر، کسب و کار و برند ما باید برای رسانه‌ای شدن، به دست یافتی رسیده‌باشد که قابلیت خبر رسانی و انتشار را داشته‌باشد. همین امر، یکی دیگر از تفاوت‌های بزرگ و البته اثر بخش رسانه و تبلیغات است. چرا که مخاطب به این باور رسیده‌است که آنچه در رسانه آورده شده‌است، ارزش خبری دارد و باید خوانده شد.

البته نباید از نظر دور داشت که همانند تبلیغات، استفاده ناصحیح از رسانه نیز می‌تواند باعث تنزل ارزش برند شود. زمانی که عملکرد کسب و کاری از دیدگاه مخاطب ارزش خبر سازی ندارد اما در قالب خبر، نامش در رسانه مطرح می‌گردد، مخاطب ناخواسته این حقیقت را توهین به خود تلقی کرده و هم‌زمان هم به رسانه و هم به منبع خبر بد بین می‌گردد. از این رو توصیه می‌شود مدیرانی که در صدد استفاده از فرصت‌هایی هستند  که مجاورت با رسانه‌های خوش‌نام در منطقه ما برایشان فراهم آورده، از هرگونه رفتار احساسی و جاه‌طلبانه پرهیز نموده و با سنجیدن تمام جوانب امر به بهره‌برداری از فرصتها مبادرت کنند.