برندینگ چیست؟ مارکتینگ چیست؟ و این دو از چه جهت با همدیگر متفاوت هستند؟
طیف وسیعی از  دیدگاه ها در این باره وجود دارد اما از نظر من، Marketing یا بازاریابی، یک حرکت و فرآیند فعالانه، در جهت  معرفی و فروش کالا یا خدمت می باشد.در واقع بازاریابی نوعی تاکتیک تحمیلی از طرف سازمان یا کسب و کار است.در حین فرآیند marketing ما یک پیغام را به مشتریان اعمال میکنیم:”محصول ما، با کیفیت تر و بهتر است. پس محصول ما را خریداری نمایید.” ( یا به هر دلیل دیگری. مثلا: محصول ما ارزان تر است، محصول ما مشهور تر است، محصول ما حلال مشکل توست و …) البته این در ساده ترین و ابتدایی ترین مفهوم از بازاریابی قرار میگیرد.

اما برندینگ آن چیزی است که بازاریابی و پروموشن ها به آن نیاز دارند.در حقیقت، برندینگ زمینه ای برای بازاریابی و ارائه پیشنهادات فروش می باشد. Branding  از جنس تحمیل نیست. برندینگ یک بیان کامل از ارزش یک سازمان، محصولات و خدمات آن سازمان می باشد. به بیان دیگر این مقوله (branding)  رابطی است بین شخصیت سازمان، ارزش های آن و ویژگی های بارز موجود در آن مجموعه. که در نهایت،  برآیند گیری از این ارتباطات به مخاطب نشان خواهد داد که آیا این برند، برند خاص و قابل اعتنا و اتکاییست یا خیر.
برندینگ افراد و اشخاص را تشویق خواهد  کرد برای انجام خرید. برندینگ به طور مستقیم پشتیبانی کننده تمام آنچه که در مقوله بازاریابی در حال رخ دادن است، می باشد.  برند بر خلاف بازاریابی صراحتا نمی گوید:” از من بخر!” در عوض می گوید:” این چیزیست که من هستم، این دلیل بودن من است، اگر مرا قبول داشته باشی، اگر مرا دوست داشته باشی، می توانی از من خرید کنی و مرا به دوستانت پیشنهاد دهی!”

برندینگ

Branding  استراتژیک، اما Marketing تاکتیکی است

بازاریابی ممکن است در مسیر توسعه برند، یاری رسان باشد، اما مفهوم برند و برندینگ بسیار گسترده تر از هر اقدام  از جنس مارکتینگ می باشد. در حقیقت  برند شامل آثاری است که بعد از هر مارکتینگِ منجربه فروش، باقی می ماند. بعد از تعامل با یک سازمان، چه منجر به خرید و فروش محصول بشود چه نه، آثار و نشانه هایی که در ذهن مشتری باقی می ماند، همان هویت و شخصیت برند به شمار میرود.
جالب است بدانیم، آن چیزی که برای یک سازمان و یا کسب و کار،  مشتریان وفادار جذب می نماید،  Branding  می باشد.برای مثال ممکن است شما در اثر بازاریابی مناسب، متقاعد شوید که یک خودروی تویوتا بخرید، اما آن چیزی که مشخص میکند شما با خرید این خودرو، آسوده و آرام خواهید بود، برند یا هویت شرکت تویوتا می باشد.
برند از منابع و مواد اولیه مختلفی ساخته شده است. اما مهم ترین این منابع و مواد اولیه، تجربه واقعی و زنده از این برند است.در همان مثال خودرو، اینکه خودرو با چه کیفیت و وضعیتی به دست شما میرسد، اینکه فروشندگان چه برخوردی با شما دارند، اینکه در خدمات پس از فروش شما چه تجربه ای خواهید داشت و چه حسی از این تجربه به شما منتقل خواهد شد، همان مواردی هستند که مواد اولیه یک برند را تشکیل میدهند.

بازاریابی مشتریان فعال را کشف می کند، برندینگ مشتریان را وفادار، حامی، همراه و دوست می نماید

این امر برای تمام مشاغل، کسب و کارها و سازمان ها صادق است. شکی در این نیست که همه کسب و کارها باید بفروشند (حتی سازمان های غیرانتفایی) . شرکت ها چگونه می توانند متفاوت تر از آنچه که تا به امروز فروخته اند بفروشند؟ چگونه هر فردی که در شرکت سمتی بر عهده دارد، میتواند موجب صعود یا سقوط برند گردد؟ هر فکر، هر عمل، هر سیاست، هر آگهی فروش و … بر روی هویت برند تاثیرگذار است. و در نهایت تمام اعضا و تمام تیم دراین نفع یا ضرر سهم خواهند داشت.
به موضوع مارکتینگ بازگردیم. آیا بازاریابی یک هزینه‌کرد به شمار می رود؟پاسخ این سوال مشخص است: اگر بازاریابی اصولی، هدف مند و با رعایت نکات استاندارد همراه نباشد، قطعا یک هزینه به شمار خواهد رفت.ولی خیر، اگر مارکتینگ از اصول مشخص خود پیروی نماید، به منزله یک سرمایه گذاری سود ده، و یک اقدام عالی در جهت تقویت برند خواهد بود.
برندینگ برای موفقیت هر سازمان و کسب و کاری ( حتی سازمان های مردم نهاد و غیرانتفایی) که خواهان انسجام مالی و داشتن چشم انداز توسعه‌ی پایا می باشند، یک امر بسیار ضروری و حیاتی است

این موضوع یک اصل حیاتی و بسیار اساسی برای به بار نشستن هر فعالیتی می باشد. بنابراین بله، این نیز  یک مرکز هزینه به شمار میرود. مانند کارمندان خوب، کارشناسان مالی و کسب و کار و نوآوران سازمانی. اما تمام آنچه که هزینه بر است، باید از آن غفلت کرد؟