در فضای رقابتی ای که بیزنس ها با آن روبرو می شوند، این اصل از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود که سازمان ها و کمپانی ها به ارائه محصولات و خدمات با کیفیت بپردازند. در چنین شرایطی استفاده از یک برندینگ موثر می تواند در جهت رشد و تعالی یک سازمان کمک شایانی کند. جری مک لاگلین این چنین می گوید که: برند ، نوعی حس و تفکر خاص است که دیگران نسبت به یک سازمان، محصول یا خدمات و یا یک ایده پیدا می کنند. ساخت یک برند، کاری حساب شده می باشد که می توان با به کارگیری آن ادراک و احساس مورد نظر را در ذهن جامعه تداعی نمود. در ادامه، به چندین نکته از خصوصیات یک برند موفق اشاره می نماییم که در جهت تولید و ساخت یک برند برتر و موفق می تواند موثر باشد. برند

داشتن دانش کافی از مخاطبان

برندهای برتر، همواره ادراک دقیقی از خواسته های بازار هدف و مشتریان هدف خود اعم از، علایق و نوع ارتباط آنها دارند. بسیاری از بیزنس ها، مخاطبان خاصی را مورد هدف قرار می دهند. داشتن دانش کافی از مخاطبان هدف به دلیل جهت بخشی به کارهای یک سازمان بسیار مهم بوده و به یک رابطه سازنده بین یک سازمان و مخاطبانش کمک می کند. در صورت سر باز زدن از داشتن یک بازار هدف، در جهت توسعه بخشی به برند یک سازمان، به هیچ عنوان سازنده نخواهد بود و از طرفی، سبب تنزل سطح برند یک سازمان می شود.داشتن یک رویه صحیح در جهت دست یابی به یک برند برتر، داشتن دانش کافی از بازار هدف است.

یکتایی

توسعه بخشی به یک برند نیاز به خصوصیاتی متمایز دارد. به عنوان مثال، اپل امروزه به دلیل ارائه دادن محصولات خلاق و برتر، به یک شهرت جهانی دست یافته است. برای ایجاد یک هویت نیاز به ایده های انقلابی نیست. بلکه، نیاز به داشتن یک ویژگی کوچک است که یک سازمان را از دیگر رقیبان متمایز می سازد. زمانی که یک سازمان به ویژگی منحصر به فرد خود آگاهی پیدا کند، باید در جهت آن تلاش نماید تا در مدت زمان تعیین شده به شهرت دست یابد.

شور و علاقه

با اینکه ساخت یک برند موفق بدون داشتن شور لازم ممکن است، اما، اینکه همان برند بتواند در مدت زمانی طولانی عمر کند، غیر ممکن است. اگر به زندگی حرفه ای افراد موفقی چون استیو جابز بنگریم، متوجه این اصل می شویم که داشتن شور و علاقه به آنها انگیزه کار و تلاش می دهد و آنها را در جهت اهدافشان به پیش می راند. همین شور علاقه منجر به یک اشتیاق واقعی در میان دیگران می شود. شور و علاقه به بیزنس ها این امکان را می دهد که در مقابل شکست اجتناب ناپذیر، محافظت شوند.

ثبات

هنگامی که مشتریان جهت خرید دوباره به یک شرکت یا سازمان رجوع می کنند، انتظار دارند که محصول یا خدمات آن سازمان کیفیت و اصالت خود را حفظ کرده باشد.هیچ شخصی علاقه معامله با شرکت یا سازمانی که ارائه محصولات یا خدماتش بر پایه عدم ثبات است را ندارد. با فضای رقابتی اشباع شده در میان بیزنس های امروزی، عدم ثبات می تواند دلیل قانع کننده ای برای مشتری باشد که معاملات خود را به سوی دیگر سازمان ها و شرکت ها سوق دهد. به همین جهت، پیوستن به یک استاندارد خاص و عرضه تولیدات یا خدمات در یک سطح مکفی از کیفیت، برای ماندگاری یک برند بسیار مهم است. به عنوان مثالی در این راستا، می توان به رستوران های زنجیره ای مک دونالد اشاره کرد که محصولات و خدماتش همواره در نقاط مختلف دنیا از کیفیت خاصی برخوردار است.

رقابت

کسب جایگاهی در فضای رقابتی بیزنس های امروزی، کار آسانی نیست. برای اینکه یک برند بتواند به شهرت برسد، اعضای تیم باید تلاش نموده و در چنین  فضای رقابتی به رشد برند خود بپردازند. گردانندگان اصلی یک بیزنس هیچ موقع در گوشه ای منتظر نمی نشینند تا مشتریانشان برای رشدشان کاری انجام دهند. در عوض، این افراد در جهت رشد و بهینه سازی برند خود به صورت خستگی ناپذیر تلاش می کنند. نتیجه، دست یابی به یک برند موفق و برتر می باشد که در بیزنس و صنعت مورد نظر پیشرو خواهد بود.

مدیریت

مانند هر سازمان در حال رشد یا هر تیم ورزشی، به طور معمول یک مدیر پشت هر برند موفق و برتر می باشد.برای اینکه تمام اعضا در جهت صحیح در مسیر رشد و تعالی سازمان خود گام بردارند باید شخصی عهده دار این مسئولیت باشد که دیگر اعضا را در مسیر درست خود جای دهد. یک مدیر تمام جنبه ها را در نظر دارد، عوارض بعضی از اقدامات را حل می کند و به عنوان رابط بین دپارتمان های مختلف عمل می کند تا اینکه سازمان به سرعت پیشرفت داشته باشد و کمترین آسیب را ببیند.