انسان، به واسطه ساختار جسم و روحش، همواره در معرض خطاکاری است. در هر جایگاه و در هر مقامی، هرگز نمی توان انسانی را یافت که از هر خطا و اشتباهی بری باشد. در دوران تحصیل در مقطع دبیرستان، استاد ارجمندی داشتم که معتقد بود اینکه می گویند انسان جایز الخطاست چندان درست نیست. بلکه صحیح تر است اگر بگوییم انسان دائم الخطاست.
نکته اساسی این است که در مقام یک مدیر نیز هر انسانی دچار خطا و اشتباه می گردد. با این تفاوت که اگر اشتباهات یک کارمند، منجر به ورود آسیبی جزیی به مجموعه گردد، خطاهای یک مدیر، معمولاً تبعات بیشتر و گاه جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت.
هوشمندانه این است که تا حد ممکن، خطاهای رایجی را که اغلب مدیران دچار آن می شوند بشناسیم و با تمرین و تکرار، خود را تا حد ممکن از آن خطاها دور نگه داریم. آنچه در این یادداشت باهم مرور خواهیم کرد، خطاهای متداولی هستند که به واسطه تجارب شخصی در مقام مشاور مجموعه های ریز و درشت متعدد به دست آمده است.

خطاهای-مدیران.gi2f

۱ـ ریاست به جای رهبری

اغلب مدیران ایران، به جای رهبری کردن، ریاست می کنند. در این میان کم نیستند تعداد مدیرانی که حتی تنزل را به حد اعلا رسانده و نقش خود را در سازمان در حد یک مبصر پایین می آورند. این گروه از مدیران یا بلد نیستند رهبری کنند و یا اینکه نمی دانند این موضوع چه اهمیت والایی در مجموعه دارد.

۲ـ آمار گریزی

فارغ از ابعاد و اندازه های کسب و کار، عادت به تصمیم سازی بر اساس آمار حوزه های مختلف، رفتاری است که در اغلب مدیران ایرانی دیده نمی شود. در بهترین حالت، بخش بزرگی از مدیران فقط بلد هستند با آمار خروجی واحد حساب داری سر و کار داشته باشند که آن هم معمولاً در مدیران ایرانی چندان نمی تواند نقش در اتخاذ تصمیمات داشته باشد.

۳ـ ضعف در مکانیزمهای تصمیم سازی

ریشه این ضعف عمومی را باید در این نکته دانست که مدیران ما، کسانی هستند که بیشتر از دیگران به شرح وظایف خود واقف نیستند. شک ندارم بخش بزرگی از خوانندگان این یادداشت درست در این قسمت از نوشته با خود خواهند پرسید که مگر مدیر هم شرح وظایف دارد. همین موضوع سبب شده است بخش بزرگی از مدیران فراموش کنند که اصلی ترین وظیفه آنها تصمیم سازی است.

۴ـ رفتارهای عجولانه

اغلب مدیران، یاد نگرفته اند از رفتارها، گفتارها و قضاوتهای عجولانه دوری گزینند. همین امر سبب می شود بخش بزرگی از فرصتهای ناشی از تمانینه و رفتار توام با آرامش را از دست بدهند.

۵ـ ضعف در شراکت

آغاز تمام شراکتها گل و بلبل است و اتمام اغلب آنها جنگ و خون ریزی. مدیران ما هنوز یاد نگرفته اند که باید در این مرحله تمام رودروایستی ها را کنار گذاشت، تمام جنبه ها را سنجید، مذاکره کرد، نوشت، امضا کرد و دست به کار شد. همین امر سبب شده است بخش بزرگی از شرکتهای ایرانی که بنیانشان با شراکت نهاده شده است، دچار خسران شوند.

۶ـ حاشیه دوستی

حیف که برای بسیاری از مدیران مهم است پشت سرشان چه گفته می شود. همین امر سبب می شود مدیران ایرانی خواسته یا ناخواسته خود را درگیر حاشیه های سازمان ببینند و گاهی خود کانون حاشیه سازی باشند.

۷ـ پرچانگی

وقتی پای صحبت اغلب مدیران می نشینی، از مزایای کم صحبت کردن و بیشتر گوش کردن می گویند. اما فراموش می کنند که همین یک جمله ساده را خطاب به من مشاور نیم ساعت تمام بسط داده اند. این بدان معنی است که اغلب مدیران ما پرچانگی می کنند و به آن عادت کرده اند.

۸ـ مسئولیت گریزی

جستجوی مدیرانی که مسئولیت خود را به گردن کارمندان نیاندازند راه به جایی نخواهد برد. اغلب مدیران یاد نگرفته اند جسورانه خود را مسئول رفتارهایشان معرفی کنند و در صورت لزوم از دیگران عذر بخواهند. بخش بزرگی از مدیران دوست دارند فردی را پیدا کرده و با سرزنش کردنش، خود را کمی آرام کرده باشند.