سه دایره تو در تو و یک دنیا مفهوم. این هدیه فردی به نام سیمون سینِک به دنیای مدیریت استراتژیک است. چنان ساده و چنان عمیق که در هر حوزه ای کاربرد دارد. دایره های طلایی سینک که عمیقاً پینشهاد می کنم تا می توانید در مورد آنها بخوانید و بیاندیشید، راه پرسشگری را برای هر انسانی که قصد دارد زندگی خود را از سطح به عمق ببرد، هموار ساخته است.

شاید چنین به نظر برسد که سیمون سینک با دایره های طلایی خود، گریزی هوشمندانه و در نهایت سادگی به فلسفه حیات زده است. بی دلیل نیست که سخنرانی او در TEDx، سومین فیلم پر بازدید وب سایت TED به شمار می آید. اگر بپذیریم و باور کنیم که شعور جمعی اجتماع انسانی به اندازه کافی بزرگ است، پی خواهیم برد آنچه سیمون سینک به بیان آن پرداخته است، به اندازه کافی اصیل، کاربردی و ساده بوده است که تا این حد مورد پسند واقع شده است.

بهانه ای که مرا به نوشتن این یادداشت کشاند، گفتگویی لذت بخش با دوستی در خصوص عمق زیستن و کار کردن بود. آنچه شما در ادامه این یادداشت کوتاه خواهید خواند، محصول تلاش من به تحریک شما برای حرکتی بی پایان از پوسته زندگی به هسته آن می باشد. همانگونه که در دایره های طلایی سینک نیز آنچه در پوسته وجود دارد، در مقایسه با آنچه در هسته می گذرد، بسیار بی ارزش است، این حرکت، تلاشی است از سطح به معنی.

آشنایی مختصر با دایره های طلایی سیمون سینک

دایره های طلایی

این تصویر ساده و گویا، که از سه دایره تو در تو تشکیل شده است، همان دایره های طلایی سیمون سینک است. شما در پیمایش از سطح به عمق این دایره ها و یا بر عکس آن، دو انتخاب بیشتر ندارید. یا باید از درون به بیرون حرکت کنید و یا ناگزیرید از بیرون به داخل بروید. اگر بخواید از بیرون به داخل بروید، در ابتدا باید به سوال “چه چیزی” پاسخ دهید و بعد تلاش کنید تمام تلاشتان را به چگونه به دست آوردن آن چیز معطوف کنید.

اما اگر از آن دسته هستید که دوست دارید از درون به بیرون حرکت کنید، اول به این بیاندیشید که چرا هستید و چرا نفس می کشید. جواب این سوال هرچه باشد، باز به دایره میانی خواهید رسید و این سوال که چگونه باید به آنچه در جستجویش هستید برسید.

اما فرق میان این دو انتخاب از زمین است تا آسمان. همین فرق اساسی است که دایره های طلایی را خلق می نماید. جهان تنها زمانی زیستنی تر خواهد شد که تعداد کسانی که این دایره ها را از درون به بیرون می پیمایند، رو به فزونی رود.

اما باز هم زمان آن است که خلوت کنیم و بیاندیشیم، به واقع ما برای چه زندگی می کنیم. اگر همین امروز، از صحنه روزگار حذف شویم و فنا یابیم، آیا آب از آب در این جهان تکان می خورد. کدامین کار ما که قرار بود تحولی بیافریند، نیمه کاره خواهد ماند.

پاسخ های ما به همین چند سوال ساده است که نشان خواهد داد ما از کدام استراتژی کلان برای زندگی فردی خود پیروی می کنیم. آیا نبودمان فرقی به حال این جهان و مردمانش خواهد کرد؟

هیچکداممان دقیقاً نمی دانیم تا کی هنوز فرصت زندگی داریم. اما می توانیم از هم اکنون پاسخ دادن به این سوال را شروع کنیم و در گامی به دومین دایره از دایره های طلایی سینک، از چگونه رسیدن به هدفهای کلان زندگیمان بگوییم.

هیچ کس به یک خانه بزرگ و راحت، به خودرویی پر زرق و برق، به شهرت فراوان، به جاه و مقام و مسند، بی میل نیست. اما آنانی که تنها هدف خود را رسیدن به این چند مورد و مواردی از این دست تنظیم کرده اند، حتی اگر به آنها برسند و حتی اگر بیش از آنچه به ذهن دارند نیز به دست آورند، در حقیقت به هیچ نرسیده اند.

اما آنانی که رسالتی برای خود در این جهان برگزیده اند و تمام تمرکز خود را به زمینه سازی اجرای صحیح و کامل این رسالت معطوف داشته اند، حتی اگر به تمولی نه چندان بزرگ برسند، برنده بازی سرنوشت خواهند بود.

برای پیروزی در استراتژی کلان زندگی بر مبنای دایره های طلایی، هرگز فکر نکنید باید رسالتی برای خود تعریف کنید از این جنس که شما همان کسی خواهید بود که بشریت را به تحولی عظیم خواهید رساند (شاید هم باشید!). کافی است بر این ضرورت پی ببرید که نمی توان و نباید بدون هدف زیست. یا نباید صبح برخاست و شب خوابید، یا باید رسالتی برگزید و به سمت آن حرکت کرد.

من به عنوان یک مشاور، سخنران و مدرس در حوزه کسب و کار، رسالتم را به خوبی و شفافی تمام تعیین کرده ام. من زندگی می کنم تا بنویسم، با صدایی بلند حرف بزنم و در هر فرصت کوچکی، هر انسانی (تاکید می کنم هر انسانی) را متوجه روزنه امیدی کنم که نور بهتر شدن از آن می تابد. شاید تعدادی از دوستانی که افتخار داشتم لحظاتم را با آنها به اشتراک بگذارم، رسالتم را درک و دریافت کرده باشند.

و شما که اکنون این یادداشت را خواندید، بخش بزرگی از لذت من از گامی جدید در اجرای صحیح رسالتم را فراهم کردید. ممنونم.