همه ما در دوران های مختلف زندگی، عضو تیمهای مختلف کاری و غیر کاری بودیم. شاید شما دوست گرامی که اکنون در حال مطالعه این یادداشت هستید کار تیمی را در یکی از حوزه های کاری یا زندگی اجتماعی خود تجربه می کنید. اگر کمی تجربه در این حوزه داشته باشید، به خوبی لمس کرده اید که اعضای مختلف تیم، ویژگی های روانشناختی منحصر به فردی دارند و پویایی تیم در بازه های زمانی مختلف، تحت تاثیر جهت گیری روانی آنها قرار می گیرد. درست است که در هر کار تیمی ویژگی های روحی و روانی تک تک اعضای تیم اهمیت دارد، اما دیدگاه های شما نیز کم اهمیت نیست. شما نیز در کار تیمی عنصری تاثیر گذار هستید که باید نقش خود را به خوبی ایفا نمایید.
در این یادداشت ویژگی های افرادی را بررسی می کنیم که در کار تیمی می توانند نقش راهبری داشته باشند یا به عبارتی می توانند در کار تیمی همیشه ناخدا باشند نه ملوان. قبل از مطالعه این یادداشت از خود این سوال را بپرسید “در کار تیمی ناخدا هستید یا ملوان؟”

کار تیمی

۱ـ ناخدا ها زاویه دید وسیع تری دارند.

یکی از تفاوتهای میان یک ناخدا و یک ملوان این است که دریا برای یک ناخدا ۳۶۰ درجه است اما شاید برای یک ملوان کارکشته در بهترین حالت ۳۰۰ درجه باشد. همین اختلاف ۶۰ درجه ای است که یک ناخدا را به اوج می برد. در کار تیمی اگر رهبر هستید، باید بتوانید زاویه دیدی خود را وسعت داده و به طور کامل رخدادها را زیر نظر داشته باشید.

۲ـ ناخداها دستور بالا و وپایین شدن بادبانها را می دهند

“بادبانها را بکشید…” چقدر این جمله دستوری برای همه کسانی که اهل فیلم و تلوزیون هستند آشناست. این دستوری است برای حرکت یا ایست. این دستور بارها و بارها از سوی افراد مختلف بازگویی می شود تا دست آخر به گوش آنکه بالای دکل نشسته برسد و او بادبانها را بکشد. نکته اینجاست که اولین نفری که این دستور را فریاد می زند، یک ناخداست. در کار تیمی باید بلد باشید دستورِ کشیدن یا پایین آوردن بادبانها را به موقع صادر کنید. اگر ناخدا هستید، باید بلد باشید سرعت حرکت تیم را کنترل نمایید. نه چنان کند که به هدف نرسد، نه چنان تند که خستگی مانع دوام شود.

۳ـ ناخداها قابل اعتماد هستند

همه به یک ناخدا اعتماد می کنند. وگرنه سوار شدن به کشتی ناخدایی که اعتباری ندارد، دل و جرات می خواهد. در کار تیمی ، ناخدا بودن به این معنی است که باید مورد وثوق همگان باشید. هر آنچه از دور و نزدیک با تیم شما در ارتباط هستند، باید و باید به شما اعتماد کنند. وگرنه نه تنها نمی توانید تیم را هدایت کنید، بلکه شما به یک عامل شکست تبدیل خواهید شد.

۴ـ ناخداها زیاده خواه نیستند

رییس بودن اغلب اوقات خوب است. مخصوصاً در یک تیم بزرگ. به ظاهر حس خوبی است که شما بنشینید و دیگران کار کنند. اما ناخدا ها رییس مابانه رفتار نمی کنند. ناخداها زیاده خواه نیستند و در کار تیمی ، خود را یک عضو می دانند. عضوی که علاوه بر انجام وظایف محوله، نقش تصمیم گیری و هدایت گری را نیز بر عهده دارد.

۵ـ ناخدا بودن در کار تیمی یک ارزش نیست

رییس بودن، رهبر بودن، ناخدا بودن و در راس یک تیم حرکت کردن، به ذات یک ارزش نیست. اگر روحیه فرصت طلبانه ای دارید و فکر می کنیم روز همین امروز است و شما می توانید با نشستن در راس، سکان را به دست بگیرید، سخت در اشتباده هستید. در کار تیمی ، ناخدا بودن به معنی بیشتر کار کردن و بیشتر اندیشیدن است و این موضوع به تنهایی یک ارزش نیست. تنها زمانی ناخدا بودن به ارزش تبدیل می شود که شما بتوانید نتایجی عالی رقم بزنید.

۶ـ ناخدا ها درون مایه قدرتمنی دارند

اگر بعد از خواندن این یادداشت به این نتیجه رسیدید که شما یک ناخدای خوب هستید، وقت آن رسیده که درون خود را نیز قدرتمند سازید. چون بدون داشتن یک درون مایه قدرتمند، نمی توان یک ناخدای خوب شد.