این روزها، فعالیت شهروندان در فضای مجازی، بسیار بیشتر از فضای حقیقی شده است و بازار کپی کردن ها و به اشتراک گذاشتن ها و لایک کردن ها، داغ داغ است. نکته جالب اینجاست که دیگر این فضا به طور کامل در غرق جوانان نیست و پای پدران و مادرانمان نیز به زندگی در دنیای مجازی باز شده است. بسیاری از افراد در این فضا کسب و کار می کنند و بسیاری دیگر خوش گذرانی، عده ای در جستجوی آموختن هستند و عده ای دیگر در پی گسترده تر کردن دامنه ارتباطاتشان، اما آنچه بیش از هر چیزی اهمیت دارد، این است که در شبکه های اجتماعی و در گروه های مختلف بر بستر تلگرام و وایبر و …، می توان نمودی از رفتارهایی را دید که پیشتر، به این صراحت و تا این حد از تراکم، در معرض دیدمان نبودند. فقط باید اشاره کنم که در این یادداشت به هیچ عنوان قصد به مقایسه ایران با کشورهای اروپایی نیست چرا که هر اجتماعی کاستی هایی دارد و ویژگی هایی مثبت در کنار آن. من فقط با این هدف این یادداشت را می نگارم که شاید موفق شوم تنها یک خواننده را وادار به اندیشه بیشتر در این حوزه نمایم.
از همان کودکی، همه ما صحنه هایی را به یاد داریم که سر یک تصادف مختصر در خیابان، صدها نفر گرد می آمدند و چند نفری زد و خورد می کردند. یا بعید می دانم صحنه دعوای زن و شوهری را در ملاء عام ندیده باشید. در تمام دوران ها در مدرسه و بازی های کودکانه در کوچه نیز خوب به یاد داریم کسانی را که ناسزا می گفتند، فریاد می زندند و ضعیفتر ها را تحت سلطه خود داشتند.
امروز در شبکه های اجتماعی نیز موضوع از همین قرار است. تنها تفاوت اینجاست که بروز شخصیت درونی، بسیار دم دست تر و راحت تر شده است. همچنین شاید در گذشته باید بسیار بد شانس بودید که در یک روز، چند مشاجره خیابانی را در یک روز در مسیرتان می دیدید، اما امروز به راحتی، حجم بزرگی از سوء رفتارها در شبکه های اجتماعی و دنیای مجازی را در چند دقیقه مشاهده می کنیم و تا حدودی، این موضوع برایمان عادی شده است.
شهروندان در شبکه های اجتماعی بیشتر به خود واقعیشان نزدیک هستند یا در زندگی حقیقی در اجتماع؟
درست است که جواب این سوال را باید از یک روانشناس یا جامعه شناس خبره و کارآزموده پرسید، اما مایلم در این یادداشت در خصوص این سوال، دیدگاه خود را بیان کنم. از منظر من، انسانها در دنیای مجازی، فرصت بروز درون مایه خود را بیش از دنیای حقیقی دارند. دلایل آن را نیز در ادامه می آورم.

دنیای مجازی

۱ـ نیاز نیست هویت خود را آشکار کنید.

درصد بسیار بزرگی از کاربران شبکه های اجتماعی، هویت واقعی خود را پنهان می نمایند. این یک موضوع فراگیر است اما چنین به نظر می رسد که در کشورهایی با وضعیت اجتماعی ایران، تعداد این کاربران، کمی بیشتر باشد. چرا که افشای هویت به ویژه برای خانمها، ممکن است درد سر ساز باشد. البته ذات این موضوع که بانوان را به فعالیت تحت هویت های نه چندان شفاف وادار می نماید، خود گویای یک ضعف بزرگ در اجتماع ما می باشد.

۲ـ قید و بندهای زندگی حقیقی، وجود ندارد

با وجود تمام تحولاتی که جامعه در حال گذار ایران تجربه کرده ، هنوز قبح بسیاری از ناهنجاری ها در اجتماع به طور کامل نشکسته است. همین موضوع، مانع می شود انسانها در زندگی حقیقی، درون مایه و ذات نه چندان انسانی خود را به راحتی تمام رو کنند و معمولاً کمی به اصطلاح “حیا” در شهروندان مانده است. اما در زندگی مجازی، همچنین چیزی برای بسیاری از انسانها، نه ضرورت دارد و نه توجیح. در نتیجه بسیار راحت تر می توانند خود واقیشان را بروز دهند.

۳ـ فعلاً بهترین جا برای مقابله با کمبودهاست

باز هم نیم نگاهی به شرایط اجتماعی ما، نشان می دهد که اغلب شهروندان، کمبودهایی را در زندگی خود به ویژه در دوران کودکی تجربه نموده اند. آنان که درون مایه ای قدرتمند دارند و از درون مستحکم هستند، اجازه نمی دهند این کمبودها و عقده های حاصل از آنان، عنان زندگی را از کفشان بربایند، اما نمی توان چنین استحکامی را در درون تمام انسانها جست. از این رو، اگر قرار است عقده ای سر بازکند و کمبودی سرریز شود، چه جایی بهتر از دنیای مجازی.

۴ـ عواقب چندانی ندارد.

درست است که در کشورهای مختلف، قوانینی برای مبارزه با جرایم اینترنتی تدوین شده و یا در دست تدوین است و در کشور ما نیز پلیس فتا، در حال رسیدگی تخصصی به موضوع جرایم سایبری می باشد، اما باید پذیرفت که هزینه ناهنجاری ها در دنیای مجازی، فعلاً به اندازه دنیای حقیقی نیست. همچنین عوامل بازدارنده قانونی را که در زندگی حقیقی با آنها به حد کافی آشنا هستیم و از کودکی آنها را لمس نموده ایم، نمی توان در دنیای مجازی جست. از این رو، حتی بی قانونی نسبی و عدم پی گرد نیز فعلاً دست ها را تا حدود زیادی باز گذاشته است.

دنیای مجازی

این چهار عامل بزرگ و عوامل بسیار دیگری، سبب شده است تا هر روز، بیش از روز پیش، شاهد هنجار شکنی علنی در شبکه های اجتماعی و گروه های مختلف تلگرامی و وایبری و … باشیم. اینکه در صفحه شخصی بسیاری از خانمها در اینستاگرام درج شده است که “هرگونه توهین = بلاک” خبر بسیار بدی است. نوشته ای که در صفحه هنرمندان به ویژه هنرمندان زن نیز بسیار دیده می شود. این نوشته نشان می دهد که یک شهروند عادی که بر اساس نگرشهای شخصی خود، مطلب یا تصاویری از زندگی خویش و یا دیدگاه هایش نسبت به جهان منتشر می نماید، بی هیچ دلیلی ممکن است توهین بشنود و یا اینکه دردسر های دیگری را تجربه نماید.
از سوی دیگر، با وجود تمام تلاشهای آنانی که نگران وضعیت فرهنگ و هنر در کشور هستند، اگر می بینیم که یک خواننده زیر زمینی، طرفداران بیشماری یافته است که حتی حاضرند به یک نوشته، برایش صدای حیوان نیز از خود در کنند، نشان می دهد که حقیقت در لایه های اجتماع، چیزی متفاوت از آنی است که تلاش می کنم نمود دهیم.
از این رو، به عنوان یک نتیجه گیری کلی، باید گفت شبکه های اجتماعی، نمودی از شخصیتهای حقیقی شهروندان اجتماع ما هستند. تعجب نکنید، آنان که ناسزا می گویند و یا در طرفداری از کسی، صدای حیوان از خود در می کنند، همان هایی هستند که هر روز در مترو کنارشان می ایستیم و یا در آسانسور، روز خوبی برایشان آرزوم می کنیم.
یا باید این وضعیت اصلاح شود، یا وقت آن رسیده که بپذیریم ما با فرهنگ ترین مردمان جهان نیستیم.

 پیشنهاد می کنم این لینک را نیز در همین خصوص مشاهد کنید.