ـ این یادداشت در صفحه دیدگاه (صفحه ۸) روزنامه مردم سالاری در تاریخ ۶ مردادماه ۱۳۹۴ چاپ شده است ـ

بی شک، دهه اخیر تجارت ایران دهه ای است فراموش ناشدنی. عوامل گوناگونی چنین ویژه گی به این دهه بخشیده اند که بی شک گل سر سبد آنها، تاثیری است که تحریم ها بر بازار نهاد. در اینکه در نتیجه این تحریم ها حضیض ها تجربه کردیم و حتی گاهی اوج ها دیدیم و در اینکه در اثر همین تحریم ها شاهد شکستهای تلخ در کسب و کارهای مختلف بودیم و حتی گاهی پیروزی های باورناپذیر مشاهد کردیم، شکی نیست. اصلاً ضرورتی به بازگویی آنچه دیدیم و آنچه بر ماگذشت وجود ندارد چرا که شکی ندارم خواننده محترم این یادداشت، خود به دریا رفته است و خوب می داند مصیبت‌های طوفان را. اما من قصد دارم در این فرصت، از منظری دیگر بر آنچه در دوران ناخوش آیند تحریم بر ما گذشت نگاهی داشته باشم.

از منظر همراهی با دانش روز جهانی در حوزه تجارت، بزرگترین آسیب تحریم ها، ترغیب ما به یکجا نشینی بود. شور و شوقی که تحریم از بازار ایران ربود، بزرگترین بهانه را به دست مدیرانی داد که در حال گذار از سنت به نو شدن بودند تا بیش از پیش در مقابل ایده های نوگرایانه مقاومت کنند. همین امر عاملی شد برای پس رفت. پس رفتی که در اولین روز گشایش احتمالی پیش رو، بیش از هر روزی خود را نمایان خواهد کرد.

اگر شما، سرپرست خانواده ای هستید که درهایش به روی هر مهمان و مصاحبی بسته است و فقط عده ای میهمان بد سلیقه ممکن است دست بر روی زنگ درتان بگذارند، دیگر نه نیازی به نظافت احساس خواهید کرد و نه ضرورتی برای پخت و پز عالی. حال و روز بازار ما نیز در این دوران نا میمون تحریم، غیر از این نبود. خانه ای به وسعت بازار ایران که فقط عده ای دلال کالاهای نه چندان قابل دفاع چینی به آن وارد می شدند و در آن جولان می دادند، نه نیازی به همخوانی با دانش روز داشت و نه احساس ضرورتی به نو شدن در آن دیده می شد. البته جز عده ای اندک، اغلب غافل بودیم از اینکه این میهمان، قصد جان صاحب خانه کرده است و بلایی که یک عبارت اسمی نه کلمه ای به نام “کالای چینی” که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را پوشش می دهد بر سر تولید داخلی آورد، دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست.

فرقی نمی کند که شما خواننده محترم این مطلب، مدیر یک کسب و کار کوچک هستید یا یک مجموعه بزرگ را مدیریت می کنید، اینکه شما نیز در گروه مدیرانی هستید که در دوران تحریم، کسب و کارشان از دیدگاه دانش پذیری و دانش فزایی علم روز جهان کسب و کار، دچار پس رفت شده است بسیار محتمل است. اما اگر بخوهیم به دقت بررسی کنیم که این خواب عمیق بر کدامین اعضایمان ضخم بستر خود را به یادگار گذاشته است، می توانیم از هرآنچه قدرت رقابت پذیری یک کسب و کار را افزایش می دهد، یاد کنیم. چرا که درها را بستیم و با جهانیان رقابت نکردیم و در داخل نیز اغلب وارد رقابتهای نا سالم شدیم.

ما در این دوران، نتوانسیتم دانش روز را در حوزه برندینگ پیاده سازی نماییم. شاید به جرات بتوان گفت، دوران تحریم، همان دوران شکوفایی شوق و ذوق برندینگ در ایران است. چرا که شکی ندارم این واژه، در دهه هفتاد چنین محبوبیتی نداشت و حتی آگاهی در خصوص این واژه نیز تا این حد نبود. اما ما در همین دوران، به واسطه کژسلیقه گی ها، فرصت سوزی کردیم. چون شوق رقابت نداشتیم، برندهایی خلق کردیم که نمی توانند سر پای خود بایستند، چه برسد به اینکه بخواهند رقابت کنند.

ما در این دوران، نتوانستیم دانش روز را در حوزه مارکتینگ پیاده سازی نماییم. چرا که بیشتر یا در حال سر دادن آیه یاس بودیم، یا چشم به راه اعجاز. بر همین اساس است که رفتارهایی عجیب و غریب را که در آینده نزدیک، آثار مخربشان نمود خواهد یافت، به نام تلاش برای مارکتینگ به خورد کسب و کارمان دادیم و البته که اغلب، جواب نگرفتیم.

ما در این دوران، نتوانسیتم نیروهای خوب تربیت کنیم. چرا که امیدهایمان رنگ باخته بود. این شد که امروز در بازار کار ما، برنده، پیوست نیازمندی هایی است که چندین صفحه را متقاضیان کار و چندین صفحه را متقاضیان نیروی کار پر می کنند اما من در عجبم که چرا نه جویندگان کار راه به جایی می برند و نه جویندگان کارگر.

ما در این دروان، نتوانستیم صنعت تبلیغاتمان را بارور کنیم. چرا که اعتقادمان به تبلیغات را روز به روز بیش از پیش از کف دادیم. این شد که اگر اندک شرکتهای تبلیغاتی و مجموعه های صاحب تفکر را نادیده بگیریم، صنعتی پس رو، صنعتی گرته بردار و کپی کار و صنعتی نا کارآمد و البته بودجه کُش به نام تبلیغات ساختیم و امروز، صاحبان تجربه، از آسیبهای آن نه فقط در حوزه کسب و کار که در ساحت فرهنگ نیز سینه می درند.

ما در این دوران، عادت به رقابت قیمتی کردیم و کیفیت را به مسلخ بردیم. درست است که رقابت بر مبنای قیمت، یکی از استراتژی های رقابتی است و با هوشمندی می تواند آورده های خوبی داشته باشد، اما بسیار عجب که این تنها استراتژی رقابتی بسیاری از کسب و کارها شد و هرچه گلو پاره کردیم که این ره منزلی جز فروپاشی کیفیت نخواهد داشت، راه به جایی نبرد.

ما در این دوران…

بگذریم، ما در این دوران خوب نبودیم. ما در این دوران آنی نبودیم که باید باشیم. درجا زدیم، عقب رفتیم و تنبل بار آمدیم. حیف که همین حقیقت در آینده نزدیک، بازار ما را دودستی تقدیم به برندهای جهانی خواهد کرد که از هم اکنون، دهانشان برای چنین بازاری آب افتاده است.

photo_2015-08-09_14-29-04.2