روانشناسی رفتار انسانها در آسانسور !

خانه من در دهمین طبقه یک برج ۱۶ طبقه است. برجی که صدها نفر در هر روز از آسانسورهای آن استفاده می کنند و احتمال اینکه در طول روز همزمان با یکی از همسایگان خود سوار آسانسور شوید، بسیار زیاد است. از روز اول، توجه ویژه ای به رفتار گروه های سنی مختلف در آسانسور داشتم و نکات بسیار جالبی کسب کردم. چند وقتی بود تصمیم داشتم این نکات را در قالب یک یادداشت مورد موشکافی قرار دهم تا اینکه جمعه ۶ اسفندماه ۱۳۹۵ به همراه خانواده به یکی از مراکز خرید تازه تاسیس شهر تبریز مراجعه کردیم. زمانی که همسرم مشغول خرید از هایپرمارکت بود، من تصمیم گرفتم با آتیلا گشتی در مرکز تجاری بزنیم و چون آتیلا هنوز در کالسکه طی مسیر می کند، ما مجبور بودیم چندین مرتبه با آسانسور در بین طبقات جابجا شویم. رفتارهای گوناگونی که از انسانها دیدم، مرا واداشت تا تصمیمم را در خصوص بررسی روانشناسی رفتار انسانها در آسانسور عملیاتی کنم و امروز یادداشتی با همین مضمون بنویسم. شاید بپرسید که آشنایی با روانشناسی رفتار انسانها در آسانسور چه کمی به ما خواهد کرد؟

پاسخ این است که شناخت این رفتارها و نیز ویژگی های روانشناختی پنهان پشت آنها، به شما این کمک را خواهد کرد که در مواقع لزوم، طبقه بندی بهتری نسبت به انسانها داشته و نیز قدرت تصمیم گیری بالاتری در خصوص هرکدام از گروه های انسانی به دست آورید. از سوی دیگر، با خواندن این نکات، شما نیز پی خواهید برد که عضو کدام گروه هستید و چگونه باید در مسیر بهبود خود گام بردارید. اگر آنچه تا کنون خواندید برایتان جذاب بود، شما را به خواندن مواردی که در ادامه می آید، دعوت می کنم.

۱ـ همه چیز به اعتماد به نفس بر می گردد

نه تنها در آسانسور، بلکه در تمام جنبه های ارتباطات انسانی، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین پارامترها، اعتماد به نفس است. از منظر روانشناسی رفتار انسانها ، آنهایی که از اعتماد به نفس بالاتری برخوردار هستند، راحت تر می توانند برقرار کننده یک ارتباط خوب و موثر باشند و بر عکس، انسانهایی با اعتماد به نفس پایین، هرگز نمی توانند ارتباطات کیفی داشته باشند. این موضوع در خصوص روانشناسی رفتار انسانها در آسانسور کاملاً پررنگ تر به چشم می خورد. چرا که کوچکی بیش از حد فضا، نزدیکی انسانها به یک دیگر از نظر فیزیکی و نیز مدت زمانی که این وضعیت خاص و فوق العاده ادامه دارد، تنشی خاص بر روی اغلب افراد وارد می کند. به گونه ای که در زیر فشار چنین تنشی، رفتارهای گاهی متفاوتی دیده می شود. در اصل، آنچه در ادامه می آید، همگی نمودهایی از سطح اعتماد به نفس انسانهایی است که شما در آسانسور با آنها هم سفر می شوید.

۲ـ به گیرایی سلام توجه کنید

شاید این سوال را بارها و بارها از خود پرسیده باشید که هنگام سوار شدن به آسانسور، سلام دادن صحیح است یا نه. پاسخ من این است که بله، یک فرد اجتماعی، در هر فرصتی که انسانی را ملاقات می کند، سلام و احوال پرسی می نماید. پس، آسانسور هم از این موضوع مستثنا نیست. اما نکته اینجاست که با چه صدایی سلام می شنویم. گروهی از انسانها که وارد آسانسور می شوند و هیچ سلام و احوال پرسی نمی کنند، یا مغرورند، یا هوش اجتماعی پایینی دارند و یا ضعیف در اعتماد به نفس. اما آنانی که سلام می دهند، با شدت و ضعف صدایشان به ما می گویند که از چه میزان اعتماد به نفسی برخوردارند. از منظر روانشناسی رفتار انسانها ، آنهایی که باصدای بلند سلام می دهند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و شما به خوبی می توانید انرژی مثبت نهفته در صدایشان را بشنوید. آنانی هم که با صدای ضعیف سلام می دهند، افرادی هستند که دوست ندارند وارد گروه بی ادبان شوند، اما به اندازه کافی اعتماد به نفس نیز ندارند.

۳ـ برخورد انسانها با کودکان، نکات جذابی در خود دارد

من از روزی که پدر شده ام، در اغلب اوقاتی که همراه همسر و فرزندم سوار آسانسور شدیم، به روانشناسی رفتار انسانها در آسانسور با فرزندم بسیار دقت داشتم. اغلب انسانها، حتی حاضر نیستند به کودکی که در آسانسور است توجه کنند، اما هستند کسانی که با کودک وارد ارتباط چشم در چشم شده و تلاش می کنند با او رابطه خوبی برقرار کنند. این گروه کسانی هستند که هنوز رابطه خوبی با کودک درون خود دارند. اما آنانی که کودکی را که در آسانسور در حال جابجا شدن است را نادیده می گیرند، درگیری های ذهنی خاصی دارند که مانع می شود وارد یک ارتباط هرچند بسیار کوتاه اما کیفی با یک کودک شوند.

این دوره صوتی را از دست ندهید: صلح با خویشتن

۴ـ روانشانسی رفتار انسانها در آسانسور از نقطه نظر جنسیتی بسیار عجیب است

گاهی اوقات با خود فکر می کنم تنها جایی که بهتر بود تفکیک جنسیتی اعمال شود، آسانسورها زنانه و مردانه بود. چون بارها و بارها بانوانی را در آسانسور دیده ایم که از حضور یک مرد در یک فضای یک متر در یک متر به معنای واقعی مضطرب می شوند. اغلب اوقات هم چنین بانوانی زمانی که در آسانسور را باز می کنند و حضور یک مرد را می بینند، از سوار شدن به آسانسور امتناع می ورزند. چنین بانوانی را می توان در گروهی طبقه بندی کرد که نه تنها از ضعف اعتماد به نفس در رنج هستند، بلکه آموزه های آنان به طرز تاثیرگذاری آنان را در خصوص مردان حساس کرده و این چراغ خطر را در ذهنشان روشن ساخته که حتی در چند ثانیه طی طریق در آسانسوری که دوربین مدار بیسته نیز آن را تحت کنترل دارد، خطری در کمین است.

۵ـ به رفتار هم گروه ها باهم بسیار دقت کنید

یکی از لذتهای من در آسانسور سواری، زیر ذربین داشتن رفتار انسانهایی است که به صورت هم گروه سوار شده اند. حال این هم گروهی ممکن است در قالب گروه دوستانه شکل گیرد و یا در قالب گروه خانوادگی. در بیشتر مواقع، حضور شما در آسانسور باعث می شود اعضای گروه کلام خود را قطع کنند. به این ترتیب یا سکوت می کنند و یا اینکه به ارتباطات چشمی بسنده می نمایند. گاهی نیز دیده می شود که دست به صحبت هایی می زنند که رنگ و بوی خود نمایی دارد. از منظر روانشناسی رفتار انسانها در آسانسور، این نکته برای من همیشه جذاب بوده چرا که در اغلب موارد، تغییر در روند گفتگوی هم گروه ها شکل می گیرد. جواب این است که هر مسافری جز آنها، حکم یک مزاحم را دارد.

۶ـ رقابت برای سوار شدن

اگر فکر می کنید ایستگاه مترو و اتوبوس تنها جایی است که بر سر سوار شدن خون و خون ریزی راه می افتد، سخت در اشتباهید. من به چشم خود همین دیروز دیدم رقابت بزرگ در سوار شدن به آسانسور مجتمع های تجاری و اداری شکل می گیرد. هنوز به صحنه ای که در باز شد و تمام کسانی که بعد از من و آتیلا آمده بودند سوار شدند و ما تنها نگاه کردیم فکر می کنم. جالب اینجاست، افرادی ما را نادیده گرفتند و سوار شدند که شاید به نظر خودشان جزو به اصطلاح با کلاس ترین افراد بازدید کننده از آن مجتمع بودند. ما را به رقابت عادت داده اند. مهم نیست در چه سنی هستیم و کجا ایستاده ایم، مهم این است که ما باید برنده شویم. خواه در صف نانوایی، خواه در کلاس درس و خواه دم در یک آسانسور!

پاسخ دهید