بدل شدن به یک برند خوب، کارآمد، دوست داشتنی و فراگیر، آرزوی هر فردی است که کسب و کاری را راه اندازی نموده و برای توسعه آن برنامه ریزی می نماید. تعدادی از مدیران کسب و کارهای نوپا، راه صحیح را پیش گرفته و آهسته و پیوسته حرکت می نمایند. برندی هوشمندانه خلق نموده و به سان یک نهال نوپا، درست و به موقع آبیاری اش می نمایند تا درست در وقت مقرر، میوه اش را بچینند. اما کم نیستند تعداد مدیرانی که به بیراهه می روند و به جایی که باید و می توانند، نمی رسند. تفاوت اینجاست که برندینگ، مسیری است که فقط رهروان آهسته و پیوسته در آن به مقصد می رسند. این فرآیند که تمام انواع هوشمندی ها برای نتیجه بخشی در آن باید یکجا جمع شوند، هیچ رابطه خوبی با عجله کردن ندارد و کسانی که عجله می کنند و برای به قول خودشان برند شدن دست به هر کاری می زنند، بیشتر کار خود را خراب می نمایند. این مدیران نه تنها به برندی محبوب و مطلوب نخواهند رسید، بلکه برند آنها در ذهن مخاطبانشان همواره صغیر و به درد نخور باقی خواهد ماند.

این یادداشت را خطاب به دوستانی می نوسیم که اهل پیمودن یک شبه‌ی راههای صد ساله هستند. آنانی که نقطه ای را می جویند که سریعتر به آنجا برسند و برند شوند.

برند

۱ـ شما برای خلق یک برند اراده می کنید، برنامه می ریزید، مشاور می گزینید، استراتژی می چینید و شروع به پیمایش مسیر می نمایید. اگر تمام اسباب سفر را به درستی جمع کنید و گام در راه برندینگ بگذارید، شما در بهترین حالت، موفق به خلق برند شده اید. خلق برند به معنی برند شدن نیست. بلکه تنها خلق برند است.

۲ـ آنکه برندی را خلق می نماید، شما هستید اما کسی که برند خلق شده‌ی شما را به یک برند واقعی تبدیل نموده و آن را توسعه خواهد داد، مخاطب شماست. محل آفرینش یک برند، ذهن و تفکر شماست، اما محل باروری آن، ذهن مخاطبانتان است. از این رو، تمام تلاش شما باید بر این باشد که مخاطبانتان شما را آنگونه که هستید بشناسند و تفسیر کنند. بقیه مسیر چندان دشوار نخواهد بود.

۳ـ زمان، عنصری مهم در برندینگ به شمار می آید. هرگاه به این نتیجه رسیدید که کار تمام است و شما تبدیل به یک برند خوب شده اید، تلنگری به خود بزنید. شاید کاری که شما فکر می کنید تمام است، حتی شروع نشده باشد! از سوی دیگر، نه تنها در برندینگ بلکه در تمام حوزه ها، درست روزی که شما به این نیتجه برسید که به آنچه در جستجویش بوده اید دست یافته اید، افول شروع خواهد شد. پس زمان را دریابید و اجازه دهید تصمیمات صحیح شما در زمان، جایگاه برندتان در ذهن مخاطب را تثبیت نماید.

۴ـ این رفتارهای شما در زمان است که از نام و نشانتان، یک برند خواهد ساخت. هرچه بتوانید بیشتر رفتارهایی یکپارچه، اصولی، مستحکم و صد البته مخاطب پسند برگزینید و در این رفتارها مداوم باشید، بهتر خواهید توانست از عنصر زمان به درستی بهره برداری نمایید. بر عکس، اگر چنانچه سیاستهای شما در مجموعه، هر روز و هر هفته دستخوش تغییر شده و در بازه های مختلف زمانی، پالسهایی متفاوت از خود صادر نماید، بدیهی است که با پس زدگی مخاطب روبرو شده و جایگاه ذهنی نصف و نیمه ای را که به دست آورده بودید، از کف خواهید داد.

۵ـ شما هرگز در یک محیط ایزوله زندگی و کار نخواهید کرد. بلکه همواره بر رقبایتان تاثیر گذاشته و از آنها تاثیر خواهید پذیرفت. از این رو، باید همواره گوشه چشمی به وضعیت عمومی بازار و رفتار رقبایتان داشته باشید. میزان و نوع تاثیرشان بر برداشت مخاطبان از برندتان را بسنجید و متناسب با آن، تصمیماتی صحیح و اصولی اتخاذ نمایید.

این پنج مورد کلان را می توانید به ده ها و صدها اصل اساسی دیگر تعمیم دهید تا به درستی برایتان روشن شود هرگز نقطه ای دقیق وجود ندارد که شما با رسیدن به آن، برند شوید. برند پلی است از ذهن شما به ذهن مشتریانتان. شما تصمیم می گیرد و اجرا می نمایید و مشتریانتان نتایج تصمیمات شما را دریافت نموده و تفسیر می کنند. اما در نهایت، تصمیمات آنهاست که سرنوشت شما را تعیین خواهد کرد. از این رو، باید در مسیر تبدیل شدن به یک برند خود، فقط و فقط تصمیمات درست و کارآمد بگیرید.