چگونه زندگی کارمندی آرامی داشته باشیم؟

امروز (شنبه ۴ شهریورماه) روز کارمند است. همین امر هم بهانه ای شد تا من این یادداشت را بنویسم. به احتمال بسیار زیاد شما دوست خوبی که اکنون در حال خواندن این یادداشت هستید، یک کارمند هستید و در جستجوی آرامش در زندگی کارمندی خود به این مطلب سر زده اید. شاید هم مدیری هستید که می خواهید بدانید چه پیشنهاداتی به کارمندانتان دارم!
قبل از هر پیشنهادی باید بگویم که من در شرایطی این یادداشت را می نویسم که هم دوران کارمندی را تجربه کرده ام و هم مدتهاست در مقام یک مشاور، زندگی کارمندی بسیاری از انسانها را زیر نظر دارم.

 

چگونه زندگی کارمندی آرامی داشته باشیم؟

 

بر همین اساس، پیشنهاداتم در این یادداشت با چاشنی تجربه همراه است و شکی ندارم که برای شمایی که در صدد هستید آرامش بیشتری به زندگی کارمندی خود ببخشید، کارآمد خواهد بود.

نظم اساس زندگی کارمندی است

پدر من یک کارمند تمام عیار بود. ۲۸ سال کارکرد و بازنشسته شد و در پایان این ۲۸ سال آمار عجیب و جالبی از خود به جای گذاشت. ۲۸ سال کار بدون حتی یک روز تاخیر. این یعنی نظم بی حد و اندازه. البته بماند که در زندگی شخصی خود هم بسیار انسان منظم و مرتبی است و یک وقت شناس حرفه ای است. در کل پدر من زندگی کارمندی آرامی داشت و شکی ندارم که بخشی از این آرامش را مدیون همین نظم است.

شما هم اگر پذیرفته اید که یک کارمند هستید، بدانید که بی نظمی در زندگی کارمندی هیچ جایی ندارد و با نداشتن نظم نمی توانید هیچ انتظاری از خودتان، از مدیرتان و از محیط کاری تان داشته باشید. قبل از هر چیز برای تجربه یک زندگی کارمندی توأم با آرامش، حتما و حتما منظم تر از همیشه شوید.

در برزخ زندگی نکنید

زندگی کارمندی یک برزخ مخصوص به خود دارد. پیشنهاد می کنم اگر در این برزخ گرفتار هستید، هرچه سریعتر از آن خارج شوید. اغلب کارمندان به ویژه آنهایی که در بخش خصوصی و در شرکتها و کسب و کارهای کوچک مشغول به کار هستند، حس می کنند از اینکه کسب و کار شخصی خود را ندارند و مجبور هستند برای فردی دیگر جانفشانی کنند، در حال تلف کردن عمرشان هستند. حقیقت این است که بسیاری از کارآفرینان موفق جهان، بر اساس همین تفکر زندگی کارمندی را کنار گذاشته و وارد گود شده اند. اما برزخ زندگی کارمندی آنجایی است که چنین حسی در فرد وجود دارد، ولی برای سالیان سال نمی تواند کاری بکند. نه از جایی که ایستاده راضی است، نه می تواند به یک پله بالاتر صعود کند.

 

اهل حاشیه نباشید

خوب به یاد دارم زمانی که بعد از ۵ سال کارمندی محیط کارم را ترک کردم و دست به راه اندازی کسب و کار خودم زدم، یکی از عواملی که لذت فراوانی به من بخشید، جدا شدن از یک زندگی سراسر حاشیه بود. هنوز باورم نمی شود دور برم را افرادی پر کرده بودند که سرک کشیدن در کار و زندگی دیگران و حرف زدن پشت سر این و آن، مهم ترین کار زندگی شان بود. ولی چه بخواهیم و چه نخواهیم، حاشیه بخشی از زندگی کارمندی است. تجمیع گروهی از انسانها در یک محیط و اجبار به زندگی کردن کنار یکدیگر برای ساعتهای طولانی در طول روزها و هفته ها و ماه ها و حتی سالها، خود مولد حاشیه است. اما هنر این است که تا حد امکان خود را از این وضعیت دور نگه دارید. تمرکزتان روی کارتان باشد و رو به جلو حرکت کنید.

از مزایای زندگی کارمندی لذت ببرید

زمانی که من خردسال بودم، پدر اغلب اوقات ساعت ۳ به منزل برمی گشت و ناهار را با ما می خورد. حتی روزهایی هم که اضافه کاری در برنامه اش بود، ساعت ۶ عصر در خانه حاضر می شد. ما کلی زمان برای سپری کردن با همدیگر داشتیم. من امروز یک کارمند نیستم و کسب و کار شخصی خودم را اداره می کنم. آخرین باری که ناهار را با خانواده ام خورم، یادم نیست. کمتر روزی هم پیش می آید که زودتر از ساعت ۸ دفتر را ترک کنم. البته من کارم را عاشقانه دوست دارم و هیچ گله ای هم در این مورد ندارم. اما پیشنهادم به شما این است که اگر زندگی کارمندی دارید حداقل از مزیای آن بهره ببرید. آرامش فکری اش را قدر بدانید و زمانی را که به شما تعلق دارد به بهترین نحو به لذتهای زندگی تان تبدیل کنید.

دیدگاهتان را بنویسید