شکست: بهانه ای برای سر خوردگی، یا مقدمه ای برای پیروزی!

اگر هفت بار زمین خوردی، هشت بار بلند شو

شکست. کلمه ای که همگی به آن آشنایی داریم و همواره در زندگی خود به عناوینی با آن رو به رو شده ایم. زمانی که صحبت از شکست می شود، افکاری منفی به سراغمان می آید. اما آیا واقعا این چنین است؟ در کمال ناباوری پاسخ منفی است. شکست گاهی اوقات تلنگری برای به اوج رسیدن ورسیدن به هدف است. کودک خردسالی را در نظر بگیرید که سعی در راه رفتن دارد مسلم است که در دفعات ابتدایی به کرات زمین خواهد خورد.

اگر زمین خوردن این کودک خردسال را به عنوان یک شکست تلقی کنیم آنگاه متوجه می شویم که همین کودک دچار شکست های فراوان شده است اما اشتیاق او به راه رفتن، او را از تلاش کردن باز نمی دارد او می داند ممکن است دوباره زمین بخورد اما باز ادامه می دهد تا اینکه موفق شود. چیزی که باید بدانیم این است که شکست همیشه هست و با ما خواهد بود و این ما هستیم که باید از شکست به عنوان ابزاری برای پیروزی خود استفاده کنیم.  در ادامه به بررسی چندی از شکست های موفق می پردازیم، شکست هایی که از انسان های ساده، الگو هایی جهانی ساختند.

Steve Jobs

اگر تلاشم را بکنم و شکست بخورم، ناراحت نمی شوم زیرا می دانم که تلاش کرده ام

کمپانی Apple ابتدا به وسیله دو تن در یک گاراژ خانگی به دنیا آمد. امروزه این کمپانی سرمایه ای بالغ بر ۲ میلیارد دلار و ۴۰۰۰ کارمند دارد. یکی از این دو فرد استیو جابز بود فردی که با تلاش شبانه روزی خود نام و نشانی هم برای خود و هم برای کمپانی که خالق او بود به بار آورد. اما شرایظ همیشه بر وفق مراد نبود. در کمال نا باوری، جابز از کمپانی ای که خود او خلق کرده بود اخراج می شود. این شکست به جابز آموخت تا بداند که عشق او به کاری که انجام می دهد چیزی بیشتر از آن چیزی است که به زعم دیگران شکستی بزرگ برای او بود. سرمایه گذاری های بعدی جابز در زمینه های مختلف و خلق کمپانی Pixar دوباره او را به Apple باز گرداند و او را در کرسی مدیر کمپانی نشاند. “زمانی که از اپل اخراج شدم هیچ نظری راجع به چیزی که برایم پیش آمده بود نمی دانستم، اما امروز می دانم که این اتفاق تلخ، به کلی به نفع من بوده است و باعث شد تا من خود را بیشتر به اثبات برسانم.”

Bill Gates

جشن برای پیروزی اتفاق زیبایی است اما مهم تر از آن توجه به آموزه هایی است که از شکست آموخته ایم

به دلیل ضعف در درس از دانشگاه Harvard  اخراج شد. بعد ها بیزنسی با نام Traf-O_Data را شروع کرد که شکستی تمام عیار بود. اما، عشق و توانایی هایش در زمینه برنامه نویسی کامپیوتر، او را به یکی از پیشگامان دنیای تکنولوژی تبدیل کرده و در نهایت منجر به خوش درخشیدن نامی آشنا نه تنها در Silicon Valley که در رده جهانی کرده است. و آن نام آشنا Microsoft است. چیزی که باعث شد تا بیل گیتس در سن ۳۱ سالگی به یک ثروتمند خود ساخته تبدیل شود.

Albert Einstein

هر کسی که در زندگی دچار اشتباه نشده باشد در واقع از فرصت های جدید بی نصیب مانده است

Albert Einstein، نامی که اگر به زبان رانده شود تفکر همگی را به نبوغ و نو آوری سوق می دهد. اما شاید بهترباشد بدانیم که خالق و پیشرو نظریه نسبیت عام تا ۴ سالگی توان سخت گفتن نداشت. طبیعت سرکشش باعث اخراج شدن او از مدرسه شد و  تا جایی که مدرسه پلی تکنیک زوریخ وی را برای تحصیل در آنجا رد کرد. در سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۴ زمانی که دانشمدانی چون مکس پلانک جرقه های فیزیک کوانتوم را روشن کرده بودند، انیشتین کارمند ساده ای در دفتر ثبت اختراعات زوریخ بود. شکست های پیاپی که وی با آنها در روز های اولیه زندگی دست و پنجه نرم می کرد از دست یابی به موفقیت باز نداشت موفقیتی که منجر به قبول کردن تئوری نسبیت عام از طرف جامعه فیزیک دانان نظری برلین شده و در سال ۱۹۲۱ جایزه فیزیک نوبل را برای وی به خاطر مطالعاتش در زمینه اثر فوتوالکتریک به بار آورد.

Abraham Lincoln

موفقیت حاصل شکست های پی در پی بدون از دست دادن  اشتیاق برای پیروزی است

در سال ۱۸۳۱ در یک بیزنس شکست می خورد. در سال ۱۸۳۶ از یک بیماری عصبی رنج می برد و این بیماری تاثیرات منفی بر زندگی او به بار می آورند. در سال ۱۸۵۶ در رقابت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شکست می خورد. اینها پاره ای از شکست هایی است که آلراهام لینکلن در زندگی پر فراز و نشیب خود چشیده است. پس طبیعی است که شکست امری کاملا آشنا برای این مرد بود. تا اینکه در سال ۱۸۶۱ به عنوان شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد.     این مرد بزرگ می گوید:

“چیزی که باید بدان واقف باشیم این نیست که شکست خورده ایم. بلکه این است که از محتوای شکست چه چیزی آموخته ایم”

 

J.K.Rowling

شکست به معنای دوری جستن از چیزی است که در زندگی غیر ضروری است

در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه Harvard، نویسنده سری داستان های معروف Harry Potter، J.K.Rowling، در مورد شکست در زندگی و اهمیت آن در پیروزی سخن گفت. دلیل این کار فقط و فقط این بود که خود خانم رولینگ زمانی، نمادی از شکست بود. مدتی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، بزرگترین کابوس زندگی خود را سپری کرد. خود رولینگ این گونه می گوید:”من دچار شکست عظیمی در زندگی شده بودم. یک ازدواج نا موفق داشتم که نهایتا منجر به طلاق شد. هیچ کار و منبع درآمدی نداشتم و مادری تنها بودم. تمام  نگرانی هایی که خانواده ام در مورد من داشتند و تمام نگرانی هایی که خود من در زندگی خود داشتم، هر دو به وقوع پیوسته بودند. در یک کلام با هر استاندارد و تعریفی، من نمودی تمام عیار از شکست بودم” حاصل تمام این شکست ها و ناامیدی ها جرقه ای برای موفقیت وی شد و باعث خلق اثر داستان معروف هری پاتر شد. اما این پایانی برای آغاز تلخ وی نبود. زیرا در طی مدتی پس از اتمام داستان هری پاتر، هیچ ناشری چاپ داستان را به دلیل کم ارزشی محتوا به عهده نمی گرفت. اما رولینگ هیچ گاه ناامید نشد تا اینکه به موفقیت و پیروزی رسید.

Walt Disney

همه زمین می خورند. این بلند شدن است که به شما راه رفتن را می آموزد

در کودکی از مدرسه اخراج شد. در سرمایه گذاری اول خود، Laugh-O-Gram Studio، به دلیل عدم خلاقیت ورشکسته شد و بیزنس خلق کرده او دچار شکست شد. و نهایتا از روزنامه Missouri Newspaper، به دلیل عدم خلاقیت اخراج شد. اینها همگی داستان های شکست خالق شخصیت جذاب کارتونی Mickey Mouse، Walt Disney است. با این همه، خلاقیت و نبوغ نهفته در ذهن دیزنی، عامل اصلی خاطرات کودکانه ای است که نسل ها در ذهن ها نقش بسته است. از کارتون Snow White تا Frozen، دیزنی نسل های آینده را نیز سرگرم خواهد کرد. همه اینها را می توان در این جمله خلاصه کرد “ما برای مدت زیادی به پشت سر خود و سرگذشت چشم نمی دوزیم.بلکه به جلو حرکت می کنیم. در های جدیدی به روی ما باز می شود و کار های جدید انجام می دهیم. زیرا کنجکاو هستیم و این کنجکاوی است که ما را به سوی ساختن راه های جدید هدایت می کند.”

دیدگاهتان را بنویسید