مدیر محبوب ، مدیر محترم یا هردو؟

همه مدیران دوست دارند از جایگاه ویژه ای در ذهن کارمندان خود برخوردار باشند. این احتمال که برداشت ذهنی کارمندان برای یک مدیر مهم نباشد، بسیار اندک است. هیچ مدیری خود را در یک جایگاه ذهنی فرومایه در ذهن کارمندانش تصور نمی کند. همه مدیران دوست دارند خود را به عنوان یک شخصیت محبوب و مطلوب در ذهن کارمندانشان جای کنند. نکته اینجاست که این خواستن هرگز دردی را دوا نمی کند. چون هیچ خواستن مطلقی تا به امروز به توانستن تبدیل نشده و من هنوز که هنوز است نمی دانم چرا چنین ضرب‌المثلی را سالیان سال به خورد ما داده اند. تنها مدیرانی توانسته اند جایگاه ذهنی خوبی برای خود در ذهن مخاطبانشان کسب کنند که در این خصوص هوشمندانه رفتار کرده و تلاش نموده اند. در این یادداشت، روی سخنم با شما مدیر گرامی است که دوست دارید حسی خوب در کارمندتان ایجاد نمایید. شمایی که ممکن است هنوز مردد هستید که باید یک مدیر محبوب باشید یا یک مدیر محترم. مدیر اجازه دهید پیش از پرداختن به جزییات، این نکته را بیان کنم که بین محبوب بودن و محترم بودن هیچ منافاتی وجود ندارد. شما به عنوان مدیر می توانید هر دو حس را یکجا در کارمندان خود برانگیزید که اگر تا به امروز به چنین موفقیتی دست یافته باشید، باید از صمیم قلب به شما آفرین گفت. اما اگر الان وضعیت چندان مناسب نیست، پیشنهاد می کنم برای دست یابی به هردو این حس ها در ذهن کارمندان، حمله ور نشوید. اینگونه از اینجا رانده و از آنجا مانده خواهید شد. محبوب بود ویا محترم بودن، وابستگی عمیقی به هوش و ذکاوت شما در تکنیک های رهبری دارد. آنچه دوست داشتم بنویسم و اما تا به اینجا تحمل کردم، این است که محبوب بودن یا محترم بودم، برای یک مدیر چندان کار آسانی نیست، اما یک رهبر می تواند به راحتی به این جایگاه دست یابد. اما بخوانید از چرایی ها

۱ـ یک رهبر وارد دنیای کیفی کارمندان می شود، اما یک مدیر نه

مدیری که بتواند وارد دنیای کیفی کارمندان خود شود، یک رهبر خوبی خواهد شد.

دنیای مطلوب یا دنیای کیفی هر انسانی، فضایی ذهنی است که آکنده از زیبایی ها، آیده آل ها، باورهای مثبت و هر آنچه که به زندگی فرد معنا می دهد.

ورود به دنیای کیفی یک انسان کار آسانی نیست، ماندن در این دنیا نیز همین‌طور. اما بعد از وارد شدن خیلی اتفاقهای مثبت می تواند رخ دهد. تلاش کنید وارد دنیای کیفی کارمندانتان شوید. اینگونه هم محبوب خواهید شد، هم محترم.

۲ـ کارمندان، به پیروی از یک مدیر مجبور هستند، اما به پیروی از رهبر هرگز

پیروی ویژه یک رهبر است. اما کارمندان مجبور هستند که به خاطر حفظ موقعیت، از مدیر خود پیروی کنند. تنها مدیرانی که شامه رهبری دارند لذت پیروی شدن از صمیم قلب را درک می کنند. مدیرانی که نمی توانند نقش و کارکرد رهبرانه از خود نشان دهند، نخواهند توانست یک مدیر محبوب یا یک مدیر محترم باشند. کارمندان از رهبران از صمیم قلب پیروی می کنند و این برای یک رهبر بسیار دلچسب است.

۳ـ محترم بودن، راحت تر از محبوب بودن است

چه به عنوان یک مدیر چه به عنوان یک رهبر، باید این نکته را گوشه ذهن داشته باشید که محترم بودن، راحت تر از محبوب بودن است. در انتخاب به محترم بودن، تصمیم با شماست. کافی است شما به گونه ای رفتار کنید که احترام بر انگیز باشید، اما برای تبدیل شدن به یک مدیر محبوب، باید به تعداد نیروهایی که در حال مدیریت آنها هستید، رفتار هوشمندانه در چنته داشته باشید تا برای تک تک آنها دوست داشتنی شوید. بر همین اساس، من پیشنهاد می کنم به عنوان یک مدیر محترم آغاز کنید و کم کم به یک مدیر محبوب بدل شوید.

۴ـ از کجا شروع کنیم؟

از احترام به خود و از احترام به تک تک کارمندان. این نظریه را که کارمندان باید از شما حساب ببرند و باید از شما بترسند، هیچ فایده ای برای هیچ کس نداشته و نخواهد داشت. پس، این رویه را کنار بگذارید. شروع به احترام گذاشتن به کارمندانتان بکنید تا آنها نیز به شما احترام بگذارند.

پاسخ دهید