وظیفه اصلی هر رهبر در هر سازمانی اطمینان بخشی به کارکنان از بابت پیروزی است و پیروزی در هر سازمان به معنی رشد در جهت دستیابی به اهداف تام و اساسی آن سازمان می باشد. یکی از بهترین و ملزوم ترین مولفه ها برای دستیابی به این پیروزی افزایش مسئولیت پذیری در برابر نتایج می باشد.
هفت گام عملیاتی زیر به شما کمک خواهد کرد تا مسئولیت پذیری و پاسخگویی را در سازمان افزایش داده و به طور موثری نتایج را بهبود بخشید.

مسئولیت پذیری

ـ گام اول

” سه” هدف اصلی سازمان را برای همه مشخص کنید. اهداف قابل توجه سازمان را!
دقت کنید که این اهداف باید واضح و روشن، قابل برنامه ریزی و قابل دستیابی باشند. توجه کنید که در بین قیدها، کلمه “آسان” استفاده نشده است!

ـ گام دوم

هر فرد را از تیم برای اهدافی مامور کنید که می دانید این هدف برای خود آن فرد نیز یک ارزش محسوب می شود. به عبارت دیگر هرکسی را بهر کاری ساخته اند! فراموش نکنید که سرانجام چیزی که شما را به سمت پیروزی  و دستیابی به اهداف اساسی نزدیک می کند، ترکیب و میکس شدن همین جز هاست.پس مسئولیت های هر یک از کارکنان را با توجه به ویژگی های شخصیتی و ارزش های شخصی آن فرد تنظیم کنید تا نهایتا برآیند مثبتی گرفته و به اهداف والای سازمان نزدیک تر شوید.

ـ گام سوم

از کارمندان و کارکنان خود در مورد اینکه برای پیروزی به چه چیز نیاز دارند سوال کنید. برای سریع تر و روان تر  تاختن اسب موفقیت، لاجرم باید موانع راه کمتر و کمتر باشند. از هریک از اعضای تیم بخواهید حداقل سه مولفه ای را که برای موفقیت ضروری می دانند، در قالب یک یادداشت نوشته و به شما بدهند. شما نیز به عنوان یک رهبر در جهت فراهم کردن این مولفه ها کوشیده و سعی در زدودن موانع راه داشته باشید.

ـ گام چهارم

با اعضای تیم بر سر اینکه یک رهبر چه کمک هایی می تواند به آنها بکند به توافق برسید.
با هر یک ازاعضای تیم به صورت خصوصی دیدار و گفت و گو کنید و پس از مشخص و عیان شدن موانع راه، بر سر لوازم پیروزی و مسئولیت پذیری اتفاقات مختلف به توافق برسید. به هر ترتیب رهبر نیز باید مسئولیت پذیری داشته و تعدادی از مسئولیت ها را عهده دار باشد. مسئولیت پذیری یک رهبر به این معنا که باید راه را برای بقیه اعضای تیم در جهت موفقیت هموارتر کند.

ـ گام پنجم

پیگیری کنید!
گزارش های عملکرد هر عضو را دریافت نموده و برای مثال در یک سیستم  استاندارد رنگ ها  قرار دهید.مثلا در دو رنگ قرمز و سبز. هر گزارش و فعالیت و نتیجه ای در جهت پیروزی سازمان به رنگ سبز و در غیر این صورت به رنگ قرمز خواهد بود. در بررسی و تحلیل هر وضعیت سبز، فاکتورهای این دستاورد را استخراج کرده و تا پایان سال سعی در حفظ آن فاکتورها و حتی تقویت آن ها داشته باشید. وقتی که نتایج قرمز بررسی گردید، تمرکز و توجه خود را بر روی عواملی که می توانند این وضعیت را سبز کنند قرار داده و هر کمکی را که باید، در این راستا انجام دهید.

ـ گام ششم

آموخته های خود رابه اشتراک بگذارید!
با اعضای تیم جلسات سه یا چهار ماهه برگزار کرده و طی آن راجع به هرآنچه که در این مدت آموخته اید صحبت کنید و با یکدیگر به اشتراک بگذارید. نتایج این مدت را نیز باهم به بررسی بنشینید، موانع اصلی و بحرانی را شناسایی کنید. سپس پیشنهادات و راهکارها را برای بهبود وضعیت هر عضو و پیشرفت بیشتر بشنوید و در برنامه کاری خود قرار دهید. به یاد داشته باشید، یک فرمانده زمانی طعم پیروزی را خواهد چشید که سربازانش پیروز شده باشند.

ـ گام هفتم

پاداش نتایج!
بعد از حصول هر هدف از اهداف عمده سازمان، متناسب با نقش هر فرد در این موفقیت، پاداش ها را در نظر بگیرید و در قبال هر تصمیم مبتنی بر این موضوع، خود مسئولیت پذیر باشید و حس اطمینان از بابت عدالت را در همه به وجود آورید. بدین ترتیب به کارکنانی که در رده های پایین تر قرار دارند و نقش خود را ضعیف ایفا می کنند این پیغام را منتقل می کنید:”برای بقا در این سیستم باید بیشتر از این تلاش کنی.”

با تمام اعضای تیم خود یک رابطه نزدیک، صمیمی و در عین حال اصولی برقرار کنید. اجازه دهید اهمیت جایگاه خودشان را در کل سازمان بدانند و خیلی روشن به او بگویید که از او چه می خواهید، چه انتظاراتی دارید و تعریف خود را از مسئولیت پذیری برای او شرح دهید. اغلب رهبران می توانند با تغییراتی جزیی ولی اصولی در ارتباط با نحوه صحبت کردن با کارکنان، به رهبرانی عالی تبدیل شوند. زمانی که شما خواسته ای از هر یک اعضای تیم دارید، اندکی زمان بیشتری صرف کنید تا دقیق تر در مورد علت این خواسته و چگونگی انجامش و اهیمت برخی تصمیم ها در نتایج کسب و کار خود توضیح دهید. بلافاصله بعد از این تغییر خواهید دید که کارها چقدر اصولی و بهتر پیش می روند. چرا که وقتی اعضا هدف از هر کاری را که انجام می دهند، می دانند، می توانند آن کار را بهتر و سریع تر انجام دهند.

نتیجه گیری

در نهایت، ارتباط مستقیم با اعضای تیم خود را فراموش نکنید و بدانید که هر یک از اعضا به چه ابزاری برای پیروزی نیاز دارند. با این رویکرد بهانه ای برای انجام ندادن کارها باقی نمی ماند و نهایتا مرزهای روابط دوستی و صمیمی با روابط کاری حفظ می گردد. هم چنین این روند یک راهکار بسیار عالی برای تربیت رهبران موفق آینده است، چرا که از هم اکنون حس مسئولیت پذیری ، تصمیم گیری و خلاقیت  را در او نهادینه می کنید. به یاد داشته باشید که عمل به تعهدات بهترین راه برای جلب اعتماد است. بنابراین تعهداتتان را عملی کنید و ببینید که نتایج چقدر بهبود می یابند . و اگر نه خود در برابر قصورتان پاسخگو و مسئولیت پذیر باشید.

“هیچ چیز به اندازه مسئولیت پذیر بودن خود شما، حس پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری را به تیم تزریق نخواهد کرد.”