یکی از نقش های شبکه های اجتماعی در زندگی بشر امروز، بر هم خوردن توازن و تعادل در شهرت افراد می باشد. اگر بخواهیم به ساده ترین شکل ممکن این حقیقت را مورد بررسی قرار دهیم، کافی است از این منظر به موضوع وارد شویم که در عصر حاضر و به واسطه وجود شبکه های گسترده مجازی بر بستر اینترنت، افرادی را می شناسیم و با آنها در تعامل هستیم که شاید در نبود چینن بستری، حتی یک بار در عمرمان، نامشان را هم نمی شنیدیم. از سوی دیگر، در شرایطی از سوی افراد دیگر شناخته می شویم که ممکن است در همان دوران، حتی همسایه دیوار به دیوارمان که عضو هیچ کدام از شبکه های اجتماعی نیست، از وجود ما در این جهان بی خبر باشد و این یعنی یک وارونگی عجیب و معنی دار.

قصد من در این نوشتار، بررسی دلایل، خوبی ها و کاستی های چنین وارونگی در زندگی بشر نیست. هر چند که ناگفته و نانوشته، آثار وارونگی هایی از این دست در زندگی شهروندان، کم کم خود را نمایان می سازد و چنین به نظر می رسد که در آینده نزدیک، چالشی بزرگ در گذار از نسلهای پیش روی بشر به ویژه در جوامعی مانند جامعه ما باشد. آنچه من در این یادداشت در جستجوی آن هستم، نگاهی است عمیق به موضوع شبکه های اجتماعی و جایگاهی که می توانند به درست یا به غلط، در ارتقاء برندهای شخصی داشته باشند.

شبکه های اجتماعی

پیش از پرداختن به اصل موضوع، ضروری می دانم تا حد ممکن یک ابهام زدایی از واژه برند شخصی داشته باشم. ابهام زداییِ موفقیت آمیز از این عبارت اسمی، حداقل، نیازمند رسیدن به یک تعریف نسبتاً مشترک از برند می باشد که از حوصله این بحث خارج است. اما در ساده ترین بیان می توان گفت حسی که دیگران نسبت به شما دارند و جایگاهی که آنان در ذهنشان به شما اختصاص داده اند، همان برند شخصی شماست. با این تعریف می توان گفت هر شهروند یک برند شخصی است با این تفاوت که موضوع در خصوص خواص جامعه، کمی پر رنگ تر، عمیق تر، کاربردی تر و صد البته حساس تر می باشد.

البته نباید از نظر دور داشت که این مفهوم، یک پدیده جدید نیست، بلکه بشر از دیرباز حتی بدون اینکه نامی برای این مسیر گذاشته باشد، گامهای مهم و محکمی در این راه برداشته است. نیم نگاهی به گذشته‌ی بشر، نشان می دهد نامهای بزرگی بر تارک تاریخ بشتری ثبت شده اند که هرگز ابزار و امکانات امروز را برای نامی شدن در اختیار نداشته اند. اما آنچه مسلم است، این است که امروز با وجود اینکه اصول و قواعد برندینگ شخصی همانند گذشته پابرجا و با همان استحکام ساری و جاری است، ابزار این کار تغییر یافته است.

همین تغییر ابزار به سان یک تیغ دو لبه عمل نموده است و تا زمانی که کاربران با برخی حقایق عمیق در این حوزه آشنایی کامل نیابند، متاسفانه آن لبه از این تیغ که نباید ببرد، تیز تر خواهد برید. نکته اساسی این‌جاست که وجود ابرازهای سهل الوصولی مانند شبکه های اجتماعی، چنان کار پرسنال برندینگ را در چشم برخی از کاربران سهل کرده است که می پندارند تنها نیاز این کار، داشتن یک صفحه در شبکه اجتماعی و توسعه‌ی افرادی است که با آن صفحه در ارتباط هستند. حال این توسعه به چه قیمتی و از چه مسیری می خواهد به وقوع بپیوندد، دغدغه بسیاری از این دوستان نیست.

گروه دیگر نیز وجود دارند که می پندارند با استفاده از کلمات رکیک در لوای نقد، پیشنهاد، تحشیه و به چالش کشیدن هر آنچه دم دستشان می آید، می توانند خود را روشن فکر و صاحب اندیشه جلوه دهند. بررسی صفحات این گروه از کاربران و مطالعه افرادی که موافق دیدگاه هایشان هستند، این احتمال را به ذهن متبادر می سازد که همین گروه، راه را درست یافته اند، اما این احتمال زمانی به دیوار یاس می خورد که در زندگی حقیقی، این گروه در اجتماع حرفه ای، به اندازه ای که در دنیای مجازی باد به غب غب می اندازند، حرفی برای گفتن ندارد.

وجود چنین حقایقی که در گروه های مختلف می توان آنها را طبقه بندی نمود، این حقیقت را آشکار می سازد که فعلاً (تاکید می کنم، فعلاً)، ادعا به آنچه نیستیم، قلع و قمع کردن هر آنچه دم دستمان می آید، پرداختن به هر موضوعی که در ظرف سوادمان نمی گنجد و حتی آبرو بری از دیگران در شبکه های اجتماعی، هزینه ای در بر ندارد.

همین وهم بی هزینه بودن است که به کاربران اجازه می دهد خود وقعیشان را در پوسته ای از خود آرمانیشان قائم کرده و ترکیبی از هردو را پشت ویترین شبکه های اجتماعی قرار دهند. اما تلاش من و سایر دوستانی که در این حوزه نوشته اند و آموخته ایم، بر این است که بگوییم هزینه این رفتارها، بیش از آنی است که می پندارید.

اگر تنها مقصود، رسیدن به یک شهرت در شبکه های اجتماعی است، که همین مسیر می تواند به جایی برسد، اما اگر چنانچه قصد استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی در مسیر کسب اعتبار در جامعه‌ی حقیقی است، شک نداشته باشید که بسیاری از دوستان، تیشه را خود به ریشه شان می زنند.

اما اگر از باب چاره جویی بر آییم، پیشنهاد من بر تعمیم جمله ای است حکیمانه که اگر سرلوحه تمام تفکرات، تصمیمات و اقداماتمان قرار گیرد، هرگز به خطا نخواهیم رفت.

به اندازه بود باید نمود، خجالت نبرد آنکه ننمود و بود.

از همین رو پیشنهاد می کنم پیش از بوق و کرنا کردن در شبکه های اجتماعی، از درون مایه خود مطلع و مطمئن شوید. در کل من این مفهوم را با “قدرت تولید محتوی” بیان می کنم. اگر یک خیاط هستید، باید مطمئن شوید که خوب خیاطی می کنید، اگر یک نویسنده هستید، خوب بنویسید و اگر یک نوازنده هستید، ادعایی بیش از آنچه می نوازید نداشته باشید.

بعد از این مرحله است که شما می توانید وارد دنیای برندینگ شخصی به معنی واقعی آن شوید که اگر تصمیمات بر کاربست شبکه های اجتماعی است، در گام نخست عجله نکنید که همه چیز را همین عجله می تواند بر باد دهد. در گام دوم، واقع بین باشید و در گام سوم، این جمله بنده را بیشتر مورد بررسی قرار دهید که “جنس افرادی که شما را می شناسند، مهم تر از تعداد آنهاست”. برای بالا رفتن از دیوار شهرت در شبکه های اجتماعی، آنچه را که نباید، زیر پایتان نگذارید.