پاسخی به سوال “چرا باید دکتر باشم؟”

در روزهای اخیر، سوالی از سوی یکی از دوستان خوبم در صفحه ایشان در فیس بوک منتشر شد. سوالی که جناب پویا ودایع مطرح کرده و در خصوص آن به ارائه دیدگاه پرداخته بودند، این بود که “چرا باید دکتر باشم؟”. دوستان زیادی در باب این سوال به ارائه نظراتشان پرداختند که تک تک این نظرات قابل احترام می باشد. در این خصوص چند نکته هم به نظر من می رسد که مایلم آن را با خوانندگان محترم در میان بگذارم

 

 

1ـ مدرک گرایی درد بزرگ این جامعه است.

از دیدگاه عامه مردم ایران، مدرک یعنی همان سواد. ملت ایران از دیرباز آموخته اند که با شنیدن عنوان مدرک فردی، جایگاه ویژه ای در ذهنشان برای آن فرد خلق نمایند واین به یک پارادایم تبدیل شده است. در این خصوص نسل جدید و قدیم، یک وجه مشترک عجیبی دارند. چرا که پیدایش این ذهنیت را باید در نسلهای پیشین جستجو کرد، اما نسل جدید نیز به گونه ای کاملاً خودخواسته این ویژگی را باخود به امروز آورده است.

2ـ در دیدگاه عموم، فرد دارای مدرک، دارای تخصص است.

بازهم عامه مردم چنین می پندارند که هر فردی در هر زمینه ای که مدرک بالاتری از نظر طبقه بندی مدارک دانشگاهی دارد، الزاماً در آن زمینه متخصص تر است. این در حالی است که تخصص با دانش یکی نیست. در اغلب موارد، نوری که از مدرک ساطع می گردد، چنان نیرومند است که مانع می شود جامعه، کمبود جای تجربه را ببیند. از این رو حاضر است بدون بررسی تجربه و سوابق، فرد را به نشان متخصص مزین نماید.

3ـ سیاستهای دولت به این موضوع دامن زده است.

رشد بی رویه وقارچ وار مراکز آموزش عالی از دانشگاهای آزاد و پیام نور گرفته تا مراکز آموزش عالی غیر انتفاعی که حتی گاهی تا ایجاد در یک منزل مسکونی نیز پیش می روند، ذهنیت جامعه را به سمتی سوق داده که ذات تحصیل را نه یک ارزش که یک پارامتر سهل الوصول می پندارد. همین موضوع موجب شده است هرآنکه در یک دانشگاه غیرانتفاعی در شهری دور افتاده مدرک کارشناسی می گیرد، با فردی که از یکی از بهترین دانشگاه های کشور به عنوان کارشناس فارغ التحصیل شده است، یکسان تصور شود. از این رو، جامعه ولع خود را که در سالهای دور صرفاً با دانشجو بودن و یا لیسانس بودن فردی ساکت می کرد، در این دوران تنها با دکتر بودن وی پاسخ داده باشد.

4ـ خودمان فضا را برای برخی سودجویی ها فراهم آورده ایم

هر از گاهی در شبکه های مختلف اجتماعی، دست یکی از به اصطلاح دکترها برای عموم رو می شود و اثبات می نمایند که ایشان حتی برای تحصیل در دانشگاهی که مدعی است از آن مدرک دکترا گرفته، از منزل خود نیز خارج نشده است. در این که این امر به شدت ناپسند و وقیحانه است، کوچکترین شکی وجود ندارد، اما اگر صادقانه به موضوع نگاه کنیم، از ماست که برماست. اگر ساختار ذهنی جامعه چیزی غیر از بود، فرد خود را برای پیشبرد اهداف تجاریش، مجبور به دروغ گویی و سندسازی نمی یافت و با این روندی هم که جامعه ما درحال برخورد با موضوع تحصیل می باشد، در آینده باید منتظر دروغ های خنده دارتر باشیم.

5ـ مخاطب ما صداقت می خواهد

من هم در زمره کسانی هستم که مدرک دکتری ندارم و با روندی هم که در زندگی خود می بینم و با توجه به مشغله کاری امروزم، شاید هرگز وارد چنین مسیری نشوم. اما مخاطبانی که افتخار مصاحبتشان را چه در سمینارها و چه در مشاوره ها داشته ام، این موضوع را در گروه کمبودهای من ندیده اند. چرا که مخاطب ما، دکترا نمی خواهد، بلکه صداقت می طلبد. از آنجایی که من به شخصه همیشه با موضوع مدرک و تجاربم صادقانه برخورد کرده ام، هرگز با حسی از کمبود مواجه نشده ام.

6ـ این بحث چیزی از ارزشهای دکتر های واقعی نمی کاهد

در نظرات خواندم که دوستی، دیگران را به باد نصیحت گرفته بود و از همه‌گان می خواست که از دخالت در زندگی افراد پرهیز کنند. در خصوص دیدگاه ناصحانه ایشان اظهار نظری نمی کنم، اما به نظر خودم، در کنار افرادی که به فکر سودجویی هستند، انسانهایی نیز یافت می شوند که عمر خود را صرف دانش آموزی کرده اند. آنها افرادی هستند که امروز پیشوند دکتر را نه به عنوان ابزاری برای مضحکه که با افتخار تمام یدک می کشند و احترام همه‌گان را به عنوان فردی که در مسیر دانش زحمت کشیده است به خود جلب می نمایند. اما باز باید توجه کرد که اغلب همین دوستان، ممکن است در کنار دانش، تجربه لازم را هنوز کسب نکرده باشند. پس باید بپذیرند که نباید مانند عوام به مدرک خود نگاه کنند، بلکه باید برای اندوختن تجربه، آستین بالا بزنند.

7ـ جمع بندی

از دیدگاه من، آموختن همیشه یک ارزش است. آموختن از هر طریقی مانند کتاب، سمینار، اینترنت و دانشگاه. اما آنچه ارزشمند تر است، خلق ارزش افزوده و تقدیم آن به جامعه می باشد. مدرک دکتری در حوزه مارکتینگ، صرفاً و صرفاً یک کاغذ قاب شده است و تنها زمانی ارزشمند خواهد بود که منجر به ارائه راهکارهایی برای موفقیت کسب و کار شود و تنها زمانی ارزشمند خواهد بود که با رونق یک کسب و کار، کارگری را از نگرانی اخراج وارهاند. در غیر اینصورت، هرآنکه نظاره گر است و کاری از او ساخته نیست ، دکتر است.


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید