جای خوشحالی دارد که والیبال ایران، جزو مدعیان در سطح جهان است و به معنی واقعی، یکی از ورزشهایی است که می توانیم در میادین جهانی، مسئولیت اهتزاز پرچممان را بر دوشش بگذاریم. درست است که سودای لیگ جهانی امسال زودتر از سال پیش برای ما تمام شد، اما در خصوص تیم ملی والیبال، رقابتهای لیگ جهانی، میزبانی بازی ها و …، بد نیست نکاتی را از زاویه ای دیگر بررسی کنیم.

۱۳۹۳۰۴۰۲۰۰۰۲۵۸_PhotoI

۱ـ والیبال، اولین ورزش گروهی است که ما در آن موفق هستیم.
در این که اغلب موفقیتهای ما در ورزشهای انفرادی است و ما اغلب در ورزشهای گروهی مانند فوتبال، بسکتبال، هندبال، واترپلو و …، حرف خاصی برای گفتن نداریم، نکته عجیبی نهفته است. اینکه ما ذاتاً کار تیمی بلد نیستیم. اما والیبالمان نشان داد که می توان این حافظه تاریخی را پاک کرد. ماهم می توانیم در کار تیمی تا حدودی موفق باشیم.

۲ـ این موفقیت، هدیه مربیان خارجی است.
به هیچ عنوان نمی خواهم تلاشهای مربیان داخلی را زیر سوال ببرم. جناب کارخانه و مرحوم حسین معدنی عزیز، تلاشهای بسیار کردند، اما کسانی که تیم ایران را به امروزش آوردند، مربیان خارجی بودند. این نشان می دهد اگر کسانی که کار تیمی را بهتر از ما بلدند در کنار تیم هایمان باشند، ما نتایج بهتری خواهیم گرفت.

۳ـ تا فدراسیون نخواست، اتفاقی نیافتاد
نگاهی به نتایج تاریخ والیبال ایران، نشان می دهد که تا سال ۲۰۱۰، خبری از والیبال مدرن در ایران نبود. چرا که آنان که باید خبر از والیبال مدرن می آوردند، یعنی فدراسیونی ها، نمی خواستند یا نمی توانستند. از سال ۲۰۱۰ موتور والیبال ایران روشن شد که امیدواریم همواره روشن بماند. پس در سایر رشته های تیمی نیز، دود باید از کنده فدراسیون ها بلند شود. فدراسیون هایی که اغلب خوابند یا می خندند!

۴ـ اسپانسر به موقع آمد و خوب هم آمد
تبرک و بانک سامان، دو اسپانسر داخلی تاریخ تیم ملی والیبال هستند. در این میان، بی شک بانک سامان هم به موقع آمد، هم قواعد بازی را چنان بلد بود که فارغ از هر نتیجه ای که تیم ملی والیبال گرفت، این برند، برنده شد. در این خصوص این مطلب را هم بخوانید.

۵ـ پول به تاراج نرفت
در اینکه فوتبال پر طرفدارترین رشته ورزشی جهان است، شبهه ای نیست، اما این ورزش در کل جهان، یک صنعت است. صنعتی تاثیرگذار بر اقتصاد کلان شهرها. اما در کشور ما، یک شبیه سازی ناشیانه می باشد. به ویژه وقتی صحبت از رقم و ریال به میان می آید. والیبال به اندازه فوتبال پرطرفدار نیست، اما به همان اندازه و شاید هم بیشتر، بر شادابی جامعه موثر است. ملی پوشان والیبال، دو سال است که شادابی را بدون به تاراج بردن پول، میهمان خانه ها می کنند.

۶ـ حاشیه ندارد
حاشیه و حاشیه سازان، ولی نعمتان شهرت زایی هستند. تا حاشیه ای درست نشود، ورزشکاری شهیر نمی شود. از همین روست که سایتهایی به وجود آمده اند که کارشان قلم زدن در خصوص رنگ ماشین و خوراک فوتبالیستهاست و اینکه چه کسی پشت دیگری چه گفت. والیبال، متین تر از آن است که به حاشیه برود و والیبالیستها هم با وجود اینکه رو به سوی شهرت در جامعه دارند، چندان حاشیه دوست نیستند. هرچند این قلم های حاشیه زا، برای والیبال هم روی کاغذ خواهند چرخید، فقط امیدوارم آسیبشان کمتر از فوتبال باشد.

۷ـ هنوز اعتراض می کنیم.
احساسی هستیم و زود از کوره در می رویم. سلسله مراتب را بلدیم، اما در ذهنمان نهادینه نشده است. از همین روست که در هر خطای احتمالی داور، همه به سمت وی حجوم می آوردیم. تیم ملی والیبال، نمودی است بسیار ممتاز و گلچین شده، از جامعه ما. ۶ نفر، نماینده ۷۵ میلیون نفر هستند. همه ما این نقیصه را داریم.

۸ـ شدید تشویق می کنیم و عجیب
یاد جام جهانی آفریقا را زنده کردیم. کل سالن، بوق زد، نتیجه بخش هم بود. قلب رقیبان به تپش افتاد، آمریکا باخت و نماینده فدراسیون جهانی ابراز حیرت کرد. اما باید در این حوزه هم پیشرفت کنیم.

Iran_Volleyball_US_Victory_Tehran_Azadi-Stadium_20150621

۹ـ انسجام، عالی بود
۱۲ هزار نفر، زیر یک سقف، برای والیبال. زنده باد انسجام، زنده باد اتحاد. اما در بازی آخر کمی کم لطفی شد. درست است که نتیجه معلوم بود و ما دستمان از دور بعد کوتاه، اما ما طرفداران تیم والیبال کشورمان هستیم. پس فرقی نمی کند نتیجه چه باشد، آنکه آبشارش را در منطقه یک سوم دفاعی حریف می خواباند، باید از دل و جان تشویق شود. چه به دور بعد برود، چه نرود. تشویق من و توست که قامت نوجوانی را از کژی وسوسه اعتیاد راست کرده و پشت تور والیبال خواهد آورد.

۱۰ـ پخش مستقیم، چنگی به دل نزد
حیف که قطع شد و قطع کردند. مگر فاصله سالن دوازده هزار نفری آزادی تا صدا و سیما چقدر است که تا این حد ناهماهنگی باید به وجود می آمد.

۱۱ـ آقای حسینی عزیز، داد نمی کشید، بهتر بود
این مرد، فقط داد کشید. چندان هم با نمک نبود. خیلی هم محلش نگذاشتند. کلاً از حسینى جواب نگرفتیم.

۱۲ـ ما عجب دوربین دوست داریم!
دوربین می چرخد، بازی را رها می کنیم، دو سه هزار نفری بلند می شویم، دست تکان می دهیم، سینه میلرزانیم، هد می زنیم، تلاش می کنیم جلویی دیده نشود تا ما دیده شویم، بچه را بلند می کنیم تا دیده شود، از شدت هیجان پیراهن بالا می رود و ناف عیان می شود، کنج تصویر را می گیریم و رعشه های عجیب می زنیم از اوج آن خوشحالی ساختگی. چرا؟ شاید چون ملتی هستیم که دوربین دوست داریم.

۸e4c99e5-d2da-4554-a5f0-7018f82e2cfe

برای من، پرونده والیبال ایران در لیگ جهانی، با نوشتن این ۱۲ مورد بسته شد. تنها اظهار نظر بود و بس. اگر ناخواسته ناراحت شدید، ببخشایید.
امیدوارم تورنومنت های بعدی، پیروزی ها بیشتر و به موقع تر باشد.