در دورانی زندگی و کار می کنیم که از سنتی ترین مدیران پر سن و سال گرفته تا نوجوانانی که به فکر ایجاد کسب و کار هستند و سودای دستی در جیب خود را در سر می پرورانند، به نحوی دم از کار تیمی می زنند. شاید بتوان با کلامی عامیانه گفت در دورانی هستیم که صحبت از کار تیمی، به گونه ای مُد شده است و اگر ادعای کار تیمی نداشته باشی، انگار از غافله عقب هستی. اما حقیقت این است که نه تنها در کشور ما که در کل جهان، کار تیمی یا همان Team Work به معنی واقعی آن، عمر چندانی ندارد و همه ما در هر سطح و با هر پیشینه ای در این زمینه، در حال تجربه کردن هستیم. باشد که کتابها و مقالاتی در این زمینه نگاشته شود تا همه ما با مفاهیم دقیق و کامل کار تیمی آشنا شویم. این یادداشت هم تلاشی ناقابل از سوی بنده هست در این راستا.

کار تیمی دقیقاً یعنی چه؟

آمبولانس آژیرکشان وارد محوطه بیمارستان می شود، درها باز می شوند و بیماری روی تخت اتاق عمل دراز به دراز آماده جراحی می شود. تعدادی انسان کارشان را شروع می کنند. ساعتها گرداگرد تخت اتاق عمل در هم می پیچند و در نهایت، یکی از آنها از اتاق عمل خارج می شود.

ـ امیدی هست دکتر؟
ـ عمل موفقیت آمیز بود، خطر رفع شد…

و این یعنی کار تیمی. حال اگر یک نفر، فقط یک نفر از آنانی که گرداگرد تخت اتاق عمل در چرخش بودند، دانسته یا نادانسته در کار خود احمال می کرد، مکالمه فوق، تفاوت بسیاری با آنچه در بالا خواندیم می داشت.

قبول دارم که ما در حوزه کسب و کار می نویسیم و بسیار بعید است اتفاقها در این حوزه چنین اورژانسی باشند. اما مسولیت ها به همین اندازه حساس و حیاتی هستند. شاید اینجا صبحت از مرگ و زندگی یک انسان است و آنجا حرف از پیروزی یا شکست ده ها نفر.

کار تیمی

عناصری که منجر به کار تیمی اثر بخش می شوند؟

نوشتنی برای این بخش بسیار زیاد است و در منابع گوناگون می توانید خواندنی ها بسیاری در این حوزه بیابید، اما من از زاویه دید خودم به موضوع نگاه کرده ام.

۱ـ آینده مشترک
تا زمانی که همگی اعضای یک تیم، برای یک آینده مشترک در حال تلاش نباشند، هرگز نمی توان امیدوار بود که این گردهم آیی انسانی، شکل و شمایل تیم به خود بگیرد.

۲ـ هدف مشخص
هر تیمی باید بداند چه زمانی برنده است. درواقع، در یک کار تیمی خوب، باید بتوانیم هدفی دقیق و مشخص برای تیم تعیین کنیم تا همگی اعضای تیم برای رسیدن به آن هدف تکاپو نمایند.

۳ـ برنامه ریزی برای رسیدن به هدف
بی برنامگی، آفت هرکاری است. به ویژه زمانی که بیش از یک نفر در حال انجام آن به صورت کار تیمی باشد. از این رو، تیم ها زمانی به نتیجه خواهند رسید که برنامه ای صحیح برای رسیدن به هدف مشخص خود داشته باشند.

۴ـ رهبری مقتدرانه
درست است که روح کار تیمی ایجاب می کند که برتری های شناخته شده و نه چندان کارآمد موجود در چارتهای سازمانی کنار گذاشته شود، اما وجود یک رهبر به معنای واقعی برای تیم ضروری است. رهبری که به معنای واقعی بتواند تیم را هدایت کرده و کار تیمی را از آسیب های احتمالی پیش رو، محافظت کند

۵ـ اعضای کاربلد
این همان تکنیکی است که در تیتر به آن اشاره کرده ام. تیمی متشکل از انسانهای ضعیف و کارنابلد، راه به هیچ جایی نخواهد برد حتی اگر از تمام ویژگی های پیشین به خوبی برخوردار بوده باشد. از این رو، آنچه یک کار تیمی را به پیروزی نزدیک خواهد کرد، داشتن اعضایی است که به حد کافی در کار خود حرفه ای هستد و می دانند وظیفه خود را برای به سرانجام رساندن کار تیمی باید به درستی انجام دهند.

۶ـ سیستم کنترلی
مهم نیست نامش را چه بگذارید، اما باید فرآیندی وجود داشته باشد که تیم را به درستی کنترل نماید. در غیر این صورت، اعضای تیم به واسطه میل درونی خود، به سمت کم کاری حرکت کرده و کار تیمی آسیب خواهد دید.

۷ـ انگیزش
انسان به انگیزه زنده است. این حقیقتی محض است که مرگِ انگیزه، مرگ انسان را به دنبال خواهد داشت. از این رو، انگیزش در کار تیمی رکن اساسی است و یکی از وظایف انکار ناپذیر رهبر تیم می باشد.

۸ـ مدیریت ارتباطات درون تیمی
هر کار تیمی توسط گروهی از انسانها انجام می شود. انسان موجودی پیچیده است. پیچیده و غیر قابل پیش بینی، هر روز و هر ساعت در حال تغییر است. این حقیقت در حالی وجود دارد که نمی توان به این بهانه، نتیجه را فدا کرد. پس وظیفه رهبر است که برای رسیدن به نتیجه در یک کار تیمی حساب شده، با درک صحیح از پیچیدگی های پیدا و پنهان ناشی از ویژگی های انسانی، دست به رهبری بزند

۹ـ کنترل اتفاقات خارج از تیم
هیچ کار تیمی در یک فضای ایزوله انجام نمی گیرد. بی شک، هر تیمی در مسیر انجام کار تیمی خود، تحت تاثیر اتفاقاتی قرار می گیرد که خارج از تیم در حال وقوع هستند. از این رو، هوشمندی زیادی لازم است که تاثیرات این اتفاقات بر روی کار تیمی نیز کنترل ومدیریت شود.

۱۰ـ مدیریت رقابت
انسان به واسطه ذات برتری جوی خود، همواره تمایل به رقابت دارد. در واقع می توان گفت حتی اگر به گونه ای کامل علنی نشده باشد، باز در لایه های زیرین هر کار تیمی ، گونه ای نامشهود از رقابت در جریان است. درست است که یکی از تکنیکهای افزایش راندمان ایجاد رقابت می باشد، اما نباید فراموش کرد که اگر این کار از سوی رهبر تیم به گونه ای هوشمندانه انجام نگیرد، می تواند بسیار آسیب رسان باشد. تا جایی که حتی ممکن است همه چیز را به باد دهد و کار تیمی را نافرجام سازد.