یک مدیر خوب با کارمندان خود چگونه رفتار می کند؟

یک مدیر، چه مالک و مدیر کسب و کار کوچک خود باشد، چه مدیریت یک واحد بزرگ با نفرات زیاد از کارکنان را در اختیار داشته باشد، به هر حال یک “مدیر” محسوب می شود. یک مدیر ضعیف با بازده بسیار کم سبب سلب آرامش از مجموعه و کارکنان می شود.  اما یک مدیر خوب ، تمهیداتی می اندیشد تا کارکنان هر کدام در جایگاه خود از کاری که انجام می دهند لذت ببرند. یک مدیر خوب ، برنامه ریزی های دقیق و حساب شده انجام می دهد، تا مشتریان نیز از کسب و کار، از برند و از عملکرد مجموعه شما رضایت داشته باشند. یک مدیر خوب باعث می شود سازمان و یا کسب و کار روز به روز به سمت جلو حرکت کرده و هر روز پای خود را مستحکم تر از روز قبل بر سرزمین سودرسانی بفشارد. مدیر خوب

ـ یک مدیر خوب در گام اول در صدد رفع ایرادات خود است

یک مدیر می داند که یک دست صدا ندارد! و واقف است که در یک سازمان همه کاره نیست و  قرار نیست شمعی برای پروانه ها باشد! البته این بدان معنی نیست که مدیر در سازمان اقتدار و انسجام نداشته باشد. اتفاقا کارکنان برای اینگونه مدیرها و عزت و احترام آن ها جایگاه خاصی قائل هستند. چرا که در مواقع خاصی و در کسب مهارت های بخصوصی از جمله هنر فروشندگی، فن بیان، مدیریت زمان و … از مدیر خود آموزه های مفیدی دیده اند. یک مدیر خوب وقتی اشتباهی مرتکب می شود، آن را گردن می گیرد و از زیر بارش فرار نمی کند. در مقابل کارکنان خود، نقش بازی نمی کند و خود واقعی اش است. هر مدیری زمانی می تواند ادعای موفقیت کند، که در مواقع عدم حضورش نیز کارکنان با دقت و وجدان تمام کار خود را انجام می دهند.

ـ یک مدیر خوب، در صدد حل مشکلات است، نه دامن زدن به آن ها

همه می توانند در مواقع بحران، روی خود بحران تمرکز کنند. اما موفق کسی است که بتواند تمرکز خود را روی راه حل ها معطوف کند، نه خود مسائل. مدیر موفق و خوب نیز کسی است که از این ویژگی اساسی برخوردار است و همواره در جستجوی راه حل های ممکن می باشد. حتی افرادی که دیدشان کمی وسیع تر از این است به حل مسائل به چشم یک فرصت برای کسب مهارت می نگرند. چرا که در حین حل مسائل، در حال آموختن مهارت مدیریت بحران نیز هستند.  در عوض مدیران موفق و برتر کسانی هستند که تمهیداتی در جهت جلوگیری از حادث شدن بحران می گیرند.

ـ مدیران خوب به راحتی با کارکنان خود ارتباط برقرار می کنند

مدیران خوب به راحتی و بدون رودربایستی انتظارات خود را با کارکنان در میان می گذارند و با آن ها بسیار دوستانه ارتباط برقرار می کنند. اهداف و موضوعات سازمان کاملا مشخص است، و تک به تک کارکنان به وضوح می دانند که چه کاری باید انجام دهند. بدون اینکه سو تفاهمی رخ دهد، مدیر به کارمندان خود ابراز می کند که برای پیشرفت مجموعه به چه چیزهایی نیاز دارند.

ـ کارکنان نیز با مدیران خوب به راحتی ارتباط برقرار می کنند

از سوی دیگر، ارتباط کارکنان با مدیر خوب نیز بسیار ایده آل است. مدیر با گوش شنوا سخنان، حرف دل، و گلایه های کارکنان را می شنود و متناسب با وضعیت، پاسخی شایسته و با احترام می دهد. یک مدیر موفق نقاط قوت و ضعف کارکنانش را می شناسد و در مواقع لزوم در کمال ادب و احترام می تواند نارضایتی خود را از یک موضوع مشخص ابراز کرده و در حل این موضوع نیز به کارکنان کمک کند. از طرف دیگر کارمندان نیز به مدیرشان اعتماد دارند و به توصیه های او گوش فرا می دهند و استرس و اضطراب بی جایی را بر دوش ندارند.

ـ یک مدیر خوب، برای کارمندان خود به شدت ارزش قائل می شود

مدیران موفق همواره در اجتماعات و در حضور دیگران، پشت کارمندان هستند و از آن ها حمایت می کنند. حتی جالب است بدانید که اگر نیاز به تنبیه یک کارمند سرکش باشد، هیچگاه در مقابل دیگران، حتی دیگر همکاران یک سازمان این کار را انجام نمی دهد. یک مدیر خوب انتظار حداکثر بازده را از کارمندان خود دارد، ولی خود نیز راه و چاه این قضیه و استفاده از بیشینه ظرفیت بازده هر کارمند را به خوبی می داند. بهترین مدیران هیچگاه پشت کارمندان خود را خالی نکرده و حتی الامکان به حمایت از او و عملکردش می پردازند.


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید