۱۰ پیشنهاد برای افزایش تاثیر نیروهای سازمان در موفقیت برند

نیروهای هر سازمان، از جمله‌ی داراییهای نامشهود به‌شمار می‌آیند که جزو مسیرهای سودآفرینی در سازمان هستند. بعید نیست که شما خوانند محترم، بعد از مدتی فعالیت به عنوان مدیر و تصمیم گیر یک کسب و کار و یک برند و غرق شدن در چالش‌هایی که هر روزه پیش پایتان قد علم می کنند و شما را به واکنش وا می دارند، امروز فراموش کرده باشید که در دور و اطرافتان انسانهایی فعالیت می کنند که اگر نباشند کسب و کارتان مفهوم امروزی خود را از دست می دهد.

این حقیقت به ویژه در خصوص کسب و کارهایی که فروشنده‌ی خدمات هستند پررنگ تر است. چرا که در حوزه‌ی خدمات، شما فروشنده آنی هستید که نیروهایتان خلق می کنند و وابستگی تان به نیروها، پر رنگ تر است. بپذیریم که مدیریت منابع انسانی، یکی از دشوارترین شاخه های مدیریت در سطوح کلان و نیز یکی از آزاردهنده ترین دل‌مشغولی های هر مدیر است. چرا که در حوزه مدیریت منابع انسانی، شما با موجودی پیچیده به نام انسان مواجه هستید که دنیای مطلوبش هر لحظه در حال تغییر است و این شمایید که باید این تغییر را به نفع سازمانتان مدیریت کنید. البته در این مطلب هیچ قصدی به ورود به حوزه مدیریت منابع انسانی وجود ندارد. آنچه در این نوشتار به دنبال آن هستیم، نقش نیروهای درون سازمان در برندینگ و شیوه های برند شدن در ذهن آنها می باشد. البته برای ورود به اصل مطلب باید بپذیریم که نیروهای انسانی نقشی بسیار پر رنگ در موفقیت برندها دارند و اگر شما نیز به عنوان مالک یک برند دوست دارید از این نقش پررنگ به گونه ای شایسته استفاده کنید، ضروری است در گام نخست این حقیقت را بپذیرید و به چند پیشنهادی که در ادامه آورده می شود جامه‌ی عمل بپوشانید.

اگر دوست دارید برندتان در ذهن کارکنانتان جایگاه مطلوبش را پیدا کند:

۱ـ بهترینها را گزینش کنید

فرآیند گزینش، اولین مرحله موفقیت یا شکست در حوزه نیروهای انسانی سازمان می باشد. فراموش نکنید که مسئولیت گزینش نیروهای سازمانتان بر عهده شما به عنوان مدیر ارشد است. اگر نتوانید نیروهایی شایسته برای مجموعه خود برگزینید، بی شک نمی توانید به اهدافتان در زمان پیش بینی شده دست پیدا کنید. از دیدگاه برندینگ، گزینش نیروها از این نظر اهمیت می یابد که شما بتوانید افرادی را وارد مجموعه خود کنید که بیشترین همخوانی را با استراتژی های برند شما داشته باشند. اگر برندتان را بر پایه خدمات متفاوت به مشتریان بنا نهاده اید، افرادی با قدرت برقراری ارتباطات با مخطاطبان را به تیمتان راه دهید و اگر برندتان را با کیفیت بالا معرفی کرده اید، شما نیاز به نیروهایی با دقت فراوان دارید. البته فراموش نکنید که اگر بخواهید تیمی کارا داشته باشید، باید متناسب با هر بخش سازمانتان در بحث گزینش نیروها دقیق و ریزبین شوید.

۲ـ به همه آموزش دهید

البته که فردی که مورد انتخاب شما قرار گرفته است از مدارج قابل قبول علمی، فنی و تجربی برخوردار بوده است. اما همین موضوع نیز از مسئولیت شما در برقراری نظام آموزش در سازمانتان نمی کاهد. سازمانهای آموزنده، سریعتر پیشرفت می کنند و هزینه های جابجایی نیروهای انسانی در آنها کمتر است. آموزشهایی که انتظار می رود شما به عنوان مدیر ارشد آنها را برای نیروهایتان فراهم کنید، حوزه های تخصصی و عمومی را شامل می شوند. نیروهایی که به اندازه یک مدیر آموزش دیده اند، می توانند برنامه های همان مدیر را بهتر اجرایی نمایند.

۳ـ اهداف، چشم اندازها و ارزشهای سازمانتان را شفاف کنید

یکی از ملاکهای گزینش شرکتهای برتر این است که باید تمام اعضای سازمان در هر رده و هر مسئولیتی، بتوانند اهداف، چشم اندازها و ارزشهای سازمان را بازگو نمایند. چطور ممکن است مسافری که نمی داند کشتی به کدامین مقصد در حال طی طریق است، از سفر خود لذت ببرد و برای زودتر رسیدن تلاش کند. اگر تا کنون دست به چنین کاری نزده اید، یا هنوز اهداف و چشم اندازها و ارزشهای سازمانتان را از ذهن به کاغذ منتقل نکرده اید و یا به آن اندازه به اهمیت موضوع پی نبرده اید. اما هرگز برای انجام آن کاری که باید انجام شود دیر نیست. بپذیرید نیروهای برندی که نمی دانند این برند اصلاً برای چه وجود دارد، نمی توانند برای بقای آن کاری بکنند.

۴ـ به اندازه کافی صادق باشید

مدیران دروغگو، احترام می بینند، اما دوست داشته شدن را هرگز تجربه نمی کنند. صداقت در سازمان به معنی بازگو کردن تمام حقایق نیست. چرا که عنوان کردن برخی از واقعیت ها به ویژه در حوزه های مالی، ممکن است بیشتر به ضرر مجموعه تمام شود. صداقت در سازمان به معنی بیان همان اندک حقیقتهایی است که قابل بیان هستند. شما نماینده برندتان در ذهن کارکنانتان هستید. اگر به نیروهیتان دروغ بگویید، آنها نیز به مشتریان دروغ خواهند گفت و اینگونه است که برندی دروغ گو خواهید داشت.

۵ـ خود را تافته جدا بافته ندانید

اگر در جستجوی احترام توأم با دوست داشته شدن هستید، فراموش نکنید که سرمایه یا مدرک تحصیلی شما، برتری نسبی شماست نه برتری مطلق. پس در مواجهه با نیروهایتان تا می توانید درختی باشید که میوه های بیشتری دارد. بدرفتاری نیروها با مشتریانتان، بی اهمیت آنها به کیفیت، فرار از زیر بار مسئولیتهای مهم و …، همه و همه ترجمان بدرفتاری شما با کارکنانتان است. برندتان با چنین مدیریتی چندان زنده نخواهد ماند.

۶ـ فرصت تجربه کالا و خدماتتان را به همه نیروهایتان بدهید

اگر شما فروشنده تورهای مسافرتی هستید، چگونه انتظار دارید نیروهایی که حتی پایشان را از شهر محل اقامتشان بیرون نگذاشته اند در متقاعد کردن مشتریان به برتری خدماتتان موفق عمل کنند؟ فراموش نکنید نیروهایی که برند را به عنوان یک مشتری تجربه کنند، همان برند را بیشتر دوست خواهند داشت و بیشتر آن را مورد حمایت خود قرار خواهند داد. این فرصت را با انواع شیوه هایی که خودتان بهتر خواهید یافت برای کارکنانتان فراهم کنید و آنها را به مشتریانی وفادار تبدیل سازید.

۷ـ تنش را از محیط دور کنید

همه از محیطهای پر تنش فراری هستند. اگر تا به امروز بنا به هردلیلی نتوانسته اید آرامش را به محیط کار همکاران هم تیمی خود هدیه کنید، می توانید تمنای فرار از آن محیط و رهایی از آن شرایط را در چشمان تک تک شان ببینید. نیروهایی که امکان رهایی از شرایط را داشته باشند می روند و هزینه سنگین و البته نامشهود تربیت و آموزش خود را بر دوشتان می گذارند و آنانی که می مانند نیز به نیروهایی غیر کیفی تبدیل می شوند که اصلی ترین لطمه ها را به برندتان وارد می آورند.

۸ـ به شادابی بصری اهمیت دهید

شما که با نصب یک تابلو، با یک رنگ آمیزی کم هزینه و با یک جابجایی سریع در اشیاء می توانید محیط کار را برای یک نیرو به نام انسان لذت بخش تر کنید. فراموش نکنید که با این تصمیم می توانید به تقویت برندتان کمک کنید. اذیتی که نیروها از کارکردن در یک محیط نامطلوب تجربه خواهند کرد، هرگز نمی تواند ظرف قدرت طلبی مدیران نا آگاه را پر کند بلکه آبی است که به ظرف نارضایتی نیروها ریخته می شود و کاردی است که خودتان آهسته و آهسته بر قلب برندتان وارد می کنید.

۹ـ جلسات هم فکری را فراموش نکنید

شما بیشتر از همه نمی دانید. پس از همه بپرسید هر آنچه را که ممکن است ندانید. جلسات منظم هم اندیشی در سازمان، ضمن نزدیک تر کردن دیدگاه ها بین نیروها، به شما عالی ترین خوراک را برای تصمیم سازی فراهم می آورد. اجازه دهید انسانها نه به عنوان یک ژست مدیریتی که به واقع خود را در سرنوشتشان دخیل بدانند. اگر مدیر ارشد سازمانی بزرگ هستید، مدیران میانی و سایر مدیران را نیز به برگزاری جلسات هم اندیشی در حوزه کاری خود تشویق کنید.

۱۰ـ خلاقیتها را در نطفه خفه نکنید

خلاقیتهای همان نیروهایی که ممکن است شما امروز سلامشان را به بلندی پاسخ نمی دهید و آنان نیز چندان از ته دل به شما سلام نمی کنند، می تواند بسیاری از مسیرهای پیچیده را کوتاه کند، بهره وری را افزایش دهد، هزینه ها را کمتر سازد و در کل شما را پیروزمند تر نماید. فرصتهای بزرگی از خلاقیت در اطرافتان هست، آنها را نادیده نگیرید.

این ده نکته به نظر من نکاتی کلیدی بودند که اغلب مدیران از آنها غافل هستند. البته این ۱۰ نکته را می توان تا صدها نکته بسط داد و نوشت، اما آنچه مهم است این است که باور کنیم کیفیت ما در گرو جایگاهی است که برندمان در ذهن کارکنانمان به خود اختصاص داده است. هماهنگونه که از جایگاه ذهنی برند در ذهن مخاطبان مسئولیم، در خصوص این جایگاه در ذهن کارکنانمان نیز به همان اندازه مسئولیت داریم.

پاسخ دهید