۵ نکته آموزشی که من از بقال سر کوچه مان یاد گرفتم

در محله ای که من زندگی می کنم، دو برادر اهل دریان شبستر سوپرمارکتی به نام پارمیس را مدیریت می نمایند. درست است که بر روی شیشه نوشته اند “هایپر مارکت پارمیس” اما به واقع یک سوپر مارکت کمی تا قسمتی بزرگ است. من جزو مشتریان بسیار وفادار این سوپر مارکت هستم و نکته اینجاست که تنها من نیستم که وفادار به این فروشگاهم. امروز بعد از خرید مجدد از این دو برادر دوست داشتنی، دلایلی را با خود مرور کردم که من را تا این حد به این فروشگاه وابسته کرده است. نکات جالبی به دست آمد که در این یادداشت کوتاه با شما درمیان می گذارم. البته باید این نکته را نیز اضافه کنم که ظرف چند ماه گذشته، یکی از هایپرمارکت های زنجیره ای بسیار معتبر که استراژی فروشش بر مبانی تخفیفهای دائمی است (شک ندارم تمام خوانندگان باهوش این یادداشت متوجه شدند صحبت از کدام هایپر مارکت زنجیره ای می کنم)، شعبه ای در محله ما دایر کرد. اعتقاد برخی بر این بود که آغاز به کار این هایپر مارکت، فروش سوپرمارکتهای محله را تحت الشعاع قرار خواهد داد. اتفاقی که برای همه جز عادل و علی، قهرمانان قصه ما رخ داد. اغلب سوپر مارکتهای محله، از رونق افتادند اما پارمیس همچنان در اوج به کار خود ادامه می دهد. در ادامه درسهایی را که من از این دو برادر دوست داشتنی و سوپر مارکتشان یاد گرفتم با شما در میان می گذارم.

۱ـ حرفه ای و کاربلد هستند.

این دو برادر چنان به این شغل مسلط هستند که می توان تخصص آنها را در مدیریت سوپر مارکت با یک جراح قلب برابر دانست. نکته آموزشی اینجاست که “در هر شغلی، فقط متبحر ها و متخصص ها به اوج می روند و بقیه یا درجا خواهند زد، یا از میدان به در خواهند شد”

۲ـ پر انرژی و مثبت نگرند.

جز یک بار که علی آقا از دندان درد شدیدی در رنج بود، به خاطر ندارم یکی از این دو برادر را بی حوصله و اخمو ببینم. نکته آموزشی اینجاست ” با انرژی مثبت، هر رویداد مثبتی رخ خواهد داد، اما با تفکر منفی و انرژی های منفی، این جمله یک شاید کم دارد”

۳ـ مشتری ها را به نام می شناسند

این خصیصه در این دو برادر تا حدی پیشرفته است که برای شخص بنده به نام اکتفا نکرده اند بلکه رمز چهار رقمی کارت بانکی من را نیز می دانند. از همین نکته بگیرید و بروید به میزان صمیمیت این دو برادر با مشتریان خود. نکته آموزشی اینجاست که “در اغلب مشاغل، مشتری اگر احساس صمیمیت و راحتی کند، بعید است فروشنده را ترک نماید.”

۴ـ جنسشان جور است.

به یاد ندارم جنسی مربوط به حوزه سوپر مارکت خواسته باشم و پارمیس نداشته باشد. این دو خوب می دانند اگر منِ مشتری را برای یک کالای کوچک رهسپار رقیب کنند، امکان دارد دیگر برنگردم. نکته آموزشی اینجاست “کسب و کارهایی که سبد کالایی کاملی دارند، پیروز خواهند بود”

۵ـ به رقیب احترام می گذارند.

روزی را که آگهی افتتاح شعبه ای از هایپرمارکت بزرگی را که ذکر خیرش در مقدمه رفت نصب کردند، خوب یادم هست. به شوخی به علی آقا گفتم که باید کم کم بار و بندیلتان را ببندید، پاسخش این بود که ما جای کسی را تنگ نکردیم و کسی هم جای ما را تنگ نخواهد کرد. خوب به یاد دارم که برای آنها و تمام کسبه محل آرزوی موفقیت کرد. نکته آموزشی اینجاست “کسانی که رقیبانشان را به دیده احترام می نگرند، حتی اگر احترام رقیب را از آن خود نکنند، حتماً احترام مشتری را برانگیخته خواهند کرد” و در پایان اینکه، این دو برادر کار بلد، گل سرسبد اصناف و کسبه محله ما هستند که بسیاری از هم محله ای ها، تا خریدی از آنها نکنند و گپ و گفتی نداشته باشند، روزشان شب نمی شود. از خداوند بزرگ، برکت و روزی فراوان برای علی آقا و عادل خان عزیز و تمام اصناف کسبه در تمام نقاط ایران آرزو دارم.


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید