وقتی شروع به نوشتن این یادداشت کردم، یافتن عنوان برایم کمی دشوار شد. دقایقی در خصوص عبارت “مدیر غیر قابل تحمل” فکر کردم. حتی کمی تامل کردم تا شاید جایگزین بهتری برایش پیدا کنم، اما یک نکته مرا به ادامه نگارش یادداشت با همین عنوان مصمم کرد. قبول دارم عبارت “مدیر غیر قابل تحمل” چندان عبارت خوبی نیست، اما به واقع مدیرانی که این ۷ عادت را داشته باشند و هرگز دست به اصلاح خود در این حوزه نزنند، لاجرم یک مدیر بد و غیر قابل تحمل هستند.
اگر شما هم بخش بزرگی از این عادتها را دارید اما تا کنون کسی به شما نگفته یک مدیر غیر قابل تحمل هستید، اجازه دهید این‌با،ر من اولین کسی باشم که این تلنگر را می زنم. اما نکته اینجاست که اگر این عادتهای بد را دارید و قصد به اصلاح آنها می کنید، می توانید از یک مدیر بد به یک مدیر عالی حتی به یک مدیر بی نظیر تبدیل شوید. البته که فقط با رفع این عادتها نمی شود یک مدیر عالی شد، اما هرچه باشد، قدم مهمی است.
در این خصوص پیشنهاد می کنم از صحفه “مدیر بی نظیر” هم دیدن کنید.

 مدیر غیر قابل تحمل

۱ـ پرخاش

آقا یا خانم مدیر محترم، می پذیریم شما تحت فشار هستید و تمام سنگینی کار بر دوش شماست، از طرفی هم می پذیریم گاهی نیروهای شما چنان ضعفهایی از خود نشان می دهند که غیر قابل تحمل می شوند، اما شما حق پرخاش ندارید. از  یکی دو مرتبه در یک سال، آن هم به شرطی که بعد از آن عذر خواهی کنید، می گذریم، اما اگر پرخاش کار هر روز شماست، شما یک مدیر غیر قابل تحمل هستید.

۲ـ جاسوس پروری

از دید من، بزرگترین ضعف یک مدیر جاسوس پروری است. اگر فکر می کنید بدون اخبار مخفی که پاچه خواران و بادمجان دور قابچینها به گوشتان می رسانند، نمی توانید از پس مدیریت سازمانتان برآیید، شک نکنید الان هم مجموعه شما چندان از وضعیت به سامانی برخوردار نیست. شاید شما یک مدیر سود ده هستید، اما همه چیز در کار سودآوری نیست. اداره کردن یک سازمان با جاسوس و خبر چین، برای یک مدیر ننگ است.

۳ـ کنترل سخت گیرانه

اجازه دهید همین جا تکلیف را روشن کنیم. شما مدیر هستید یا مبصر؟ منظورم این است که شما بر این مسند نشسته اید تا مجموعه به خوبی و خوشی به سمت اهداف و آرامنهایش حرکت کند یا اینکه عده ای هر روز بیایند و تعداد نفسهایی را که کشیده اند به شما گزارش دهند و هر هفته شما از وضعیت ناخن هایشان بازدید کنید؟

۴ـ توهین

شک نکنید هر کارمندی که توهین های شما آقا یا خانم مدیر را تحمل می کند، فقط و فقط از جبر روزگار نمی تواند از جای خود تکان بخورد اما او هر روز و هر دقیقه بدون اینکه شما بتوانید نظارت داشته باشید، زهر خود را می ریزد. توهین رفتاری است که به هیچ عنوان نمی توان آن را توجیه کرد. هر وقت در حال توهین به یک کارمند بودید، خود را در پیشگاه آیینه تصور کنید!

۵ـ حق کشی

اگر در سازمان شما حق کسی پایمال شود، شما باید حق جوی او باشید نه اینکه خودتان پا روی اصول گذاشته و حق  کارمندانتان را پایمال کنید. اگر حقوق اساسی یک کارمند را نمی شناسید، کمی در این خصوص مطالعه کنید. اما اگر خیلی ادعا دارید که از مدیریت سر در می آورید، لطفاً حق کسی را پایمال نکنید.

۶ـ وعده و وعید بی مورد

شنیدن وعده های شما در مقام مدیر ممکن است برای یک تازه وارد جذاب و شنیدنی باشد. اما شک نکنید قدیمی تر ها در دلشان به شما خواهند خندید اگر چنانچه شما فردی باشید که به وعده های خود به درستی عمل نمی کنید. این عادت را ترک کنید و هرگز بی جا به نیروهایی که شما مدیر آنها هستید، وعده ندهید.

۷ـ بد حسابی

از هرچه که بگذریم، شنیدن سخن پول خوش است. اولین و اساسی ترین نیروی محرکه اغلب کارمندان، انگیزه های مالی است. در دورانی که اغلب انسانها هشت خود را در گرو نه می بینند، جفای بزرگی است که مدیر باشی و به موقع حقوق ندهی. شما وظیفه دارید چنان مدیریت کنید که همیشه حقوق ها به موقع پرداخت شوند. البته باز هم اندک استثنی ها پذیرفتنی هستند و شک نکنید کارمندانتان نیز این را درک می کنند. اما اگر این یک عادت هست، این عادت را هرچه زودتر ترک کنید.