آنچه در یک ماه غیبت من از اینستاگرام رخ داد

اغلب دوستانی که من را می شناسند، خوب می دانند که من در شبکه اجتماعی اینستاگرام با دو اکانت متفاوت فعالیت می کنم. یکی  اکانت کاری و تخصصی که بیشتر دوست و همکار خوبم، سعید قصیری مدیریت آن را بر عهده دارد و در آن محتوای آموزشی و محصولات وب سایت را با مخاطبان به اشتراک می گذارد و دومی اکانت شخصی که توسط خودم به روز می شود و تماماً زندگی شخصی و خانوادگی ام را پوشش می دهد.
از مدتها پیش احساس می کردم زمانی که در اینستاگرام سپری می کنم، بیش از آن مقداری است که باید باشد. درست است که در مقایسه با بسیاری از دوستان، من زمان خیلی کمتری را به شبکه های اجتماعی اختصاص می دهم، اما با توجه به مشغله کاری ام، همین زمان هم زیاد به نظر می رسید تا اینکه از اول جولای تصمیم گرفتم به کل اینستاگرام چک نکنم. این یک تمرین شخصی بود که به خوبی هم جواب داد و من بعد از یادگرفتن آنچه باید یاد میگرفتم، دوباره برگشتم. اما بخوانید از هرآنچه در این یک ماه بسیار پر کار و پرتلاش و پر فراز و نشیب بر من گذشت.ز

سایت هک شد!

بله، به همین سادگی. سایت هک شد و هرآنچه من و دوستانم در این چهارسال رشته بودیم، پنبه شد. وقتی سعید حبیب پور ـ که به تازگی مدیریت وب سایت را به دست گرفته بود ـ  زنگ زد و گفت “کار واجبی دارم و حتماً باید یک جلسه با هم داشته باشیم”، تنها چیزی که فکرش را نمی کردم، شنیدن خبر نابودی وب سایت بود. اما این اتفاق افتاده بود. یک ربات تخریب گر، 167 هزار صفحه جعلی! در سایت ساخته و عین 167 هزار صفحه را به گوگل معرفی کرده بود و مشکلات بسیار دیگر که اصلاً دوست ندارم آنها را اینجا بازگو کنم. اما هرچه بود، این اتفاق رخ داده بود و ما باید می پذیرفتیم و چاره ای برایش می اندیشیدیم.

محصولات را از طریق تلگرام عرضه کردیم

بلافاصله بعد از شنیدن این خبر، تصمیم مهمی گرفتم. همزمان با شروع بازسازی سایت، عرضه محصولات را بر بستر تلگرام آغاز کردیم. یکشنبه 11 تیرماه، اولین روز این طرح بود. یک ویدئو ضبط کردم. به کاربران سایت قول دادم که وبسایت در روز 5 مرداد دوباره رونمایی خواهد شد و از آنها خواستم محصولات را از طریق کانال تلگرام خریداری نمایند. برای قدردانی از صبر و شکیبایی کاربران هم 50% تخفیف روی تمام محصولات اعمال کردیم. اسقبال فراتر از چیزی بود که فکرش را می کردیم.

یاشار پاسبان از تیم ما جدا شد

یاشار واحدهای درسی اش در دانشگاه را تمام کرده بود. موضوع خدمت سربازی اش بحث داغ دفتر ما بود. یکی از شنبه های گرم تابستان. گفت می خواهد باهم گپی بزنیم. نشستیم و گفت می خواهد با هدف سامان دهی به وضعیت خدمت سربازی اش تیم ما را ترک کند. 24 تیرماه را به نام او نوشتیم. یاشار پاسبان برای مجموعه ما صادقانه و خالصانه زحمت کشید. یک دوست خوب، یک رفیق تمام عیار و یک همکار بی نظیر بود. جای خالی اش احساس می شود و احساس خواهد شد اما شک ندارم هرکجا برود، او یک انسان پیروزخواهد بود.

یاشار پاسبان

مشاوره ها به قدرت تمام دوام داشت

در اینستاگرام فعال باشم یا نه، مشاوره بخش جدایی ناپذیر زندگی من است. در این مدت هم با تمام توان در این حوزه پیش رفتم. جلسات مشاوره حضوری و آنلاین به قوت خود باقی بود. سفرهای منظم من به تهران، بدون کوچکترین خللی دوام داشت و هنوز هم دوام دارد. قلب مشاوره همیشه در مجموعه ما تپیده و همیشه خواهد تپید.

همکاری ایم با صدا و سیمای مرکز تبریز و رادیو اقتصاد پر رنگ تر شد

چند سالی است با رادیو اقتصاد به عنوان کارشناس در حوزه کسب و کار و ارتقاء فردی همکاری دارم. از بهار 96، یک همکاری جدی بین من و رادیو تبریز، رادیو برون مرزی و همچنین شبکه تلوزیونی سهند آغاز شد. در یک ماه اخیر، این همکاری به اوج خود رسیده و حضورم در صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی بسیار پررنگ تر از گذشته شده است.

آتیلا کم کم حرف می زند

آتیلا یک ماه بزرگ تر شد. یک ماه در 18 ماه، عدد بزرگی است. واکسن زد. تب کرد، لنگید اما خم به ابرو نیاورد. کم کم کلمات را کامل تر بیان می کند. همه مهره های شطرنج را می شناسد. به خوبی اشکال هندسی را تشخیص می دهد و کمی بیش از گذشته استقلال طلب شده است. به خوبی منظورش را می رساند و کم کم منتظریم تا جمله کامل بیان کند. اعتماد به نفسش را دوست دارم. شاید این اعتماد به نفس، مهمترین هدیه ما به او در کل عمرش باشد.

آیدین نامدار

سایت جدید بارگذاری شد

در اواخر دوران غیبیتم از اینستاگرام ، با تلاشهای شبانه روزی سعیدهای دوست داشتنی زندگی من (سعید حبیب پور و سعید قصیری) سایت درست در شبی که وعده داده بودیم یعنی پنج شنبه شب، 5 مین روز مرداد بارگذاری شد. درست است که هنوز کمی کار داشت اما محصولات از طریق سایت در اختیار کاربران قرار گرفت و در همان شب اول به خوبی مورد استقبال واقع شد. به شکرانه بالا آمدن وب سایت جدید و باز به پاس صبوری کاربران، 100 امتیاز معادل 100 هزار تومان به حساب کاربری همه شارژ کردیم و که این طرح تا 15 مرداد موضوعیت دارد/داشت.

34 ساله شدم

5 مرداد 1396، یک کیک خوشرنگ که به طرز کاملاً سنت شکنانه ای انتخاب شده بود و دو شمع با شماره 3 کنار هم. من در این شب در کنار کسانی که دوستشان دارم، با 33 سالگی وداع کردم و وارد 34 سالگی شدم. از همسرم به خاطر تمام زحماتش برای ساختن یک شب به یاد ماندنی صمیمانه ممنونم.

در اینستاگرام نبودم اما در اجلاس توسعه دهندگان وب سخنرانی کردم

و آخرین حلقه از زنجیر اتفاقات درشت و قابل بیان این مدت، سخنرانی ام در دومین اجلاس توسعه دهندگان وب فارسی بود. به دعوت جناب آقای حمیدرضا همتی، ریاست محترم کانون توسعه دهندگان وب ایران، جزو سخنرانان دومین دور اجلاس بودم. در سالن شهید قندی وزارت ارتباطات در موضوع “آسیب شناسی تعاملات جامعه کارفرمایی با فعالان حوزه وب” سخنرانی کردم. دیدارهای بسیاری را تازه کردیم و کلی دوست جدید یافتم. خداوند را به خاطر این دو اتفاق و استقبال شایسته مخاطبان از ارائه ام، شاکرم

مهم نیست من در ایسنتاگرام فعال باشم یا نه، چرا که زندگی جاریست. برای من و برای همه ما. من از یک ماهی که گذشت و بسیار هم پر فراز و نشیب سپری شد، بسیار راضی ام. آموختنی های بسیاری آموختم که بابت همه آنها از صمیم قلب سپاسگزارم خودم و خدای خودم هستم.

1 دیدگاه برای “آنچه در یک ماه غیبت من از اینستاگرام رخ داد

  1. داود واحد گفته:

    اتفاقات بسیاری پست سر هم رخ داده ولی کمتر کسی مثل شما استاد گرامی از موقعیت های معمولی یه پیروزی بسیار شیرین بدست آورد.
    واقعا که استاد تبدیل موقعیت هستید.
    باید واقعا در مقابل این همه انرژی مثبت سر تعظیم فرود آورد. تبریک تبریک و تبریک

دیدگاهتان را بنویسید